فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٠٧ - مبحث پنجم رسانه های گروهی صدا و سیما
مىشود احتمال هر نوع فساد و سوء استفاده از قدرت نظامى را به حد اقل ممكن آن تنزل داده است.
نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى ايران اعم از سپاه و ارتش با چنين ويژگيهائى به بالاترين حد رشد سياسى ارتقا يافته كه فرامين نظامى را بر اساس اعتقاد و بينش و باورهاى خود تحليل كند و به اجرا در آورد و در رهبرى به مفهوم عام نقش تعيين كنندهاى را بر عهده بگيرد. اين همان راه سومى است كه در گذشته بدان اشاره كرديم و گفتيم با پيدايش اين راه ميانه مىتوان از قيد نظريه عدم دخالت نظاميان در سياست و اسارت نظريه دولت پادگان رهائى يافت.
مبحث پنجم: رسانههاى گروهى صدا و سيما
براى پى بردن به اهميت فوق العاده نهاد رسانههاى گروهى (صدا و سيما) در حقوق اساسى جمهورى اسلامى ايران كافى است به اين نكته توجه كنيم كه يكى از دوازده فصل قانون اساسى به اين نهاد فرهنگى سياسى اختصاص يافته است.
فصل دوازدهم و اصل يكصد و هفتاد و پنجم راديو و تلويزيون را نهادى مستقل و مسئول آزادى انتشارات و تبليغات طبق موازين اسلامى دانسته است.
استقلال اين نهاد آموزشى و تبليغاتى از طريق نظارت و اداره مشترك قواى سهگانه (شوراى عالى قضائى، مقننه و مجريه) تأمين شده است.
مفهوم استقلال سياسى صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران، تفكيك آن از قواى ديگر حاكم نيست بلكه به معنى مشاركت متعادل و متوازن قواى سهگانه در اداره آن است.
ضرورت استقلال رسانههاى گروهى (راديو و تلويزيون) بدان جهت است كه قدرت انتشار و تبليغى اين نهاد به گونهاى است كه هرگاه در اختيار هر كدام از قواى حاكم قرار بگيرد توازن و تعادل موجود در ميان قواى حاكم را از ميان برده و جريانات سياسى را به تمركز قدرت سوق مىدهد.
از سوى ديگر دستگاههاى صدا و سيما و تشكيلات وابسته به آن دو مىتواند در