فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤١ - مبحث پنجم دیدگاه ها و روشها
بصورت صحيح و عادلانه، تحقق يابد موهبتى را براى جامعه بوجود مىآورد كه آن را امنيت مىنامند، اين امنيت و قدرت سياسى را به چه بهائى و با سلب چه مقدار از آزاديهاى فردى بايد بدست آورد، درحالىكه هيچكدام قابل اغماض نيستند.
چگونه مىتوان بين آن دو، تعادل و توازن برقرار كرد. اساس و پايه حكومت بايد با كدام قواعد و مقررات تنظيم گردد، تا به چنين تعادل و موازنه عادلانهاى كه با واقعيتهاى انسانى و اصول و انديشههاى پذيرفته شده، منطبق است جامه عمل بپوشاند؟ حقوق اساسى مىخواهد به اين پرسشها بدرستى پاسخ دهد.
مبحث پنجم: ديدگاهها و روشها
از قرن هجدهم، فلاسفه و حقوقدانان غرب با توجه به شرايط اجتماعى، سياسى و اقتصادى حاكم بر كشورهاى غربى و نوع حاكميت در قرون وسطى و پيامدهاى آن، تلاش چشمگيرى را براى دستيابى به يك رشته قواعد حقوقى كه مبين اساس و پايه درستى بر حكومت و سازمان سياسى جامعه باشد آغاز كردند و با مساعى اين دانشمندان و متفكران بود كه حقوق اساسى، جايگاه مناسب خود را در ميان رشتههاى ديگر حقوق پيدا كرد و بصورت يك پديده علمى، جزء لا ينفك فرهنگ و تمدن جهان امروز در آمد.
بىشك راه حلها و قواعدى كه فلاسفه و حقوقدانان غرب در زمينه مسائل حقوق اساسى ارائه دادهاند، بىارتباط با اوضاع و شرائط خاص جوامع غرب نيست و نيز از يك سلسله پيش فرضها، باورها و آراء و نظرياتى در زمينه شناخت مسائل اصولى جهان، انسان و جامعه، ريشه گرفته است.
آيا روش درست در بررسى اين مسائل، همان است كه در مورد آموزش و مطالعه قوانين مربوط به علوم تجربى و تكنولوژى انجام مىگيرد؟ يعنى بايد همه اين فراوردههاى علمى را دربست بعنوان جزء لا ينفك فرهنگ و تمدن پيشرفته جهان پذيرفت و ترجمه و تكرار كرد. يا تفاوتى بين اين دسته از معلومات بشرى كه صرفاً