فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٥٤ - مبحث اول ولایت فقیه
مسئوليت اعمال سرنوشتساز خود را بر عهده دارد (إِنّ [١] ٦ [٤] ٨;ا هَدَيْنٰاهُ اَلسَّبِيلَ إِمّٰا شٰاكِراً وَ إِمّٰا كَفُوراً)١. و با وجود اينكه مىتواند هر نوع مسيرى را در زندگى انتخاب نمايد (فَمَنْ شٰاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شٰاءَ فَلْيَكْفُرْ) [٢] خداوند از او خواسته است كه از وحى و هدايت ويژه الهى پيروى كند (اِسْتَجِيبُوا لِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذٰا دَعٰاكُمْ لِمٰا يُحْيِيكُمْ) [٣] و از خداوند و رسول او اطاعت نمايد (أَطِيعُوا الله وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْكُمْ)٤.
انسان خود نيز بنابر ايمان به خدا، خود را در برابر خدا مسئول مىبيند و براى اطمينان از خشنودى خدا و رسيدن به كمال شايسته خويش، نسبت به اطاعت وحى و فرمان خدا احساس مسئوليت مىكند. اينجاست كه دو رشته حاكميت به هم مىرسد و در اراده آزاد انسان نسبت به اطاعت از وحى، هم حاكميت خدا و هم حاكميت انسان بر سرنوشت خويش، متجلى مىگردد، و انسان معتقد به توحيد با اختيار خود، راه خدا و راه وحى را برمىگزيند و در تمامى قلمروهاى زندگى اراده و آزادى خود را در حوزه مشيت تشريعى خدا قرار مىدهد و حاكميت خود را از طريق قبول حاكميت خدا اعمال مىكند و همچنين جامعه و ملت موحد حاكميت ملى را با استقرار حاكميت خدا، جامه عمل مىپوشاند.
مبحث اول: ولايت فقيه
بر اساس اصل امامت غيابى و ولايت فقيه، كه استمرار اصل اعتقادى امامت است، قانون اساسى زمينه تحقق رهبرى فقيه جامع الشرائط را كه از طرف مردم به عنوان رهبر شناخته شده باشد، آماده كرده تا عدم انحراف نظام را از خط مكتب و مشروعيت الهى آن، تضمين نمايد.
اصل ولايت فقيه يك بار در نخستين فصل قانون اساسى - اصل پنجم - به عنوان يك خصيصه ممتاز براى نظام آمده و يك بار ديگر نيز در فصل هشتم، بطور
[١] . دهر، آيه ٣.
[٢] كهف، آيه ٢٩.
[٣] انفال، آيه ٢٤.
[٤] نساء، آيه ٥٩.