فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٦ - مبحث ششم حقوق اساسى وعلم سياست
كه مورد علاقه اوست خلق كند. هنرمند از شناخت و كشف واقعيتها به مهارت و ذوق و قريحه نيازمند است.
بنابراين، آنچه هنر ناميده مىشود، كارى است كه يك سياستمدار در صحنههاى سياسى، و يا وكيل زبردستى در صحنه دادگاه، انجام مىدهد. ولى حقوق اساسى كه قواعد و نظام حقوقى را در زمينه مسائل حكومت و رابطه آن با مردم، مورد مطالعه قرار مىدهد بيش از آنكه به مهارت و عمل مربوط باشد با مسئله كشف و شناخت و بررسى واقعيتها سروكار دارد، گواينكه اين واقعيتها از مقوله قراردادى و اعتبارى باشد.
از آنجا كه قواعد حقوقى نمىتواند بطور مجرد و جدا از حوادث و شرائط حاكم بر جامعه باشد و بررسى نظامهاى حقوقى بصورت تجريدى و صرفاً ذهنى، مشكلى را حل نمىكند، ناگزير براى بدست آوردن بهترين و عادلانهترين قواعد حقوقى، بايد ضرورتهاى عينى جامعه و نيازمنديهاى مبتنى بر شرائط خاص جامعه را در نظر گرفت و سپس با يافتن رابطههاى علت و معلولى به كشف قواعد حقوقى كامل و جامع دست يافت.
از اين رو برخى تصور كردهاند كه حقوق اساسى، عبارت از مهارتى است كه يك حقوقدان در بررسى و تحليل شرائط و پديدههاى اجتماعى و سياسى و اقتصادى جامعه، به نظام حقوقى و قواعد معينى دست مىيابد.
ولى نبايد فراموش كرد كه پايه اصلى در حقوق اساسى، شناخت و كشف قواعد حقوقى است و در اين ميان ريشهها و منابع و حوادثى كه منجر به پديدههاى حقوقى مىشود نيز مورد مطالعه قرار مىگيرد و گاه بررسى زمينهها، جهت پياده كردن و بكار گرفتن قواعد حقوقى در جامعه نيز بنوبه خود مورد توجه قرار مىگيرد. اما نه بررسى ريشهها و عوامل و نه كسب مهارت در بعمل در آوردن قواعد، هيچكدام جزء حقوق اساسى نيست و در تعريف آن نيز آورده نمىشود.
برخى بر اساس نظريه اگوست كنت كه معتقد بود سازنده اصلى حقوق، وجدان عمومى است و براى كشف آن بايد به تجربه و مشاهده پرداخت و از هرگونه