فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤٩ - استقلال قوة قضائيه
فصل ششم قوه قضائيه
پاسدارى از حقوق مردم در خط حركت اسلامى به منظور پيشگيرى از ستمگرى و ستمكشى و فساد، ضرورت حياتى مسأله قضاوت را ثابت و ايجاد سيستم قضائى بر پايه عدل اسلامى و متشكل از قضات عادل و آشنا به ضوابط دقيق اسلامى را ايجاب مىنمايد.
لذا استقرار عدالت بمفهوم وسيع آن از عمدهترين اهداف انبيا است (لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَيِّنٰاتِ وَ أَنْزَلْنٰا مَعَهُمُ اَلْكِتٰابَ وَ اَلْمِيزٰانَ لِيَقُومَ اَلنّٰاسُ بِالْقِسْطِ)١.
دستگاه قضائى به دليل حساسيت و نقش بنيادى و خصيصه مكتبى بودن آن لازم است كاملاً با معيارها و ضوابط اسلامى منطبق و از هر نوع رابطه و مناسبات ناسالم بدور باشد (وَ إِذٰا حَكَمْتُمْ بَيْنَ اَلنّٰاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ) [٢] .
استقلال قوه قضائيه
قانون اساسى، قوه قضائيه را در اصل يكصد و پنجاه و ششم چنين تعريف مىكند:
«قوه قضائيه قوهاى است مستقل كه پشتيبان حقوق فردى و اجتماعى و مسئول تحقق بخشيدن به عدالت است».
استقلال قوه قضائيه از صلاحيت و ارزشهاى اصيل حاكم بر دستگاه قضائى
[١] . حديد، آيه ٢٥.
[٢] نساء، آيه ٥٨.