فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٢ - کلیات
٦. محو هر گونه استبداد و خودكامگى و انحصار طلبى.
٧. تأمين آزاديهاى سياسى و اجتماعى در حدود قانون.
٨. مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسى، اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى خويش.
٩. رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براى همه، در تمام زمينههاى مادى و معنوى.
١٠. ايجاد نظام ادارى صحيح و حذف تشكيلات غير ضرورى.
١١. تقويت كامل بنيه دفاع ملى از طريق آموزش نظامى - عمومى براى حفظ استقلال و تماميت ارضى و نظام اسلامى كشور.
١٢. پىريزى اقتصاد صحيح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامى جهت ايجاد رفاه و رفع فقر و بر طرف ساختن هر نوع محروميت در زمينههاى تغذيه و مسكن و كار و بهداشت و تعميم بيمه.
١٣. تأمين خودكفائى در علوم و فنون و صنعت و كشاورزى و امور نظامى و مانند اينها.
١٤. تأمين حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت قضائى عادلانه براى همه و تساوى عموم در برابر قانون.
١٥. توسعه و تحكيم برادرى اسلامى و تعاون عمومى بين همه مردم.
١٦. تنظيم سياسيت خارجى كشور بر اساس معيارهاى اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمايت بيدريغ از مستضعفان جهان.
٥. تنها قوانين منطبق با موازين اسلامى قابل اجراست
الف. انطباق قوانين با موازين اسلامى:
معمولاً تصور كلى از مكتبى بودن نظام اين است كه هرگاه اصول و قواعد كلى مكتب در ساختار نظام بصورت اسكلت و چارچوب اساسى بكار گرفته شود و پايههاى اوليه و اصلى نظام بر اساس مكتب باشد، در مكتبى بودن نظام كافى است، و با وجود چنين انطباقى ديگر مطابقت كل نظام يعنى تمامى محتويات و جزئياتش با همه موازين مكتب ضرورت ندارد. به