فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٨١ - مبحث اول تقسیم بندی شکلی دولتها، سلطنت و جمهوریت
مبحث اول: تقسيمبندى شكلى دولتها، سلطنت و جمهوريت
در انديشههاى سياسى يونان باستان - كه سالها مورد توجه حقوقدانان بوده است - شكل حكومت به سه گونه تصوير مىشده است: حكومت فرد، حكومت نجبا، حكومت جمهورى.
در عمل نيز دو شكل متمايز حكومت وجود داشته است: حكومت سلطنتى و حكومت جمهورى، و اين دو شكل همچنان در جهان معاصر نيز ديده مىشود.
١. حكومت سلطنتى كه در رأس آن سلطان و شاه قرار مىگيرد و بدون آنكه مسئوليت قانونى نسبت به اعمال خود داشته باشد كشور را اداره مىكند.
كلمه شاه يا سلطان مبين اختلاف مرتبه اجتماعى و سياسى ميان وى و رعاياى اوست. و خانواده سلطنتى واجد امتيازات مخصوصى است كه آنها را از ساير طبقات، ممتاز مىسازد. به همين دليل، انتخاب شاه موروثى است و در پارهاى موارد نيز بصورت انتخابى تعيين مىشود. مانند لهستان در سال ١٥٧٣ كه پس از مرگ شاه، از سوى مردم پادشاه جديدى انتخاب شد. در دوره انتقال سلطنت از قاجاريه، رضا خان به ظاهر با انتخاب نمايندگان مجلس و در باطن با اعمال زور و ايجاد جو وحشت سلطنت را تصاحب كرد.
حكومت سلطنتى، گاه نامحدود بوده است و تمامى اقتدارات دولتى در دست شاه قرار داشته و قواى سهگانه، از شخص شاه، ناشى مىشده است. و زمانى محدود، و بوسيله نمايندگان ملت يا طبقات ممتاز بخشى از اقتدارات دولتى از اختيار شاه خارج مىشده است. ولى معمولاً قدرت شاه موجب آن بود كه تصميمات نمايندگان يا طبقات ممتاز جنبه مشورتى داشته باشد و بدون اراده او به اجرا گذاشته نشود. و در بسيارى از موارد چنان بود كه شاه اينگونه تصميمات را مورد تأييد قرار مىداد و دستور اجراى آن را صادر مىكرد. رياست قوه مجريه، تعيين نمايندگان خارجى، عقد قراردادهاى خارجى، تعيين وزرا و فرماندهى كل قوا، حق انحلال مجلس و تعيين برخى از اعضاى مجلس، با شاه بود.
به خاطر بنبستى كه در اين ميان بوجود مىآمد كشورهايى كه خواهان حفظ سنتهاى گذشته خويش بودند و از طرفى هم به آزادى بيشتر مردم پايبندى نشان