فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٠٥ - کلیات
آفرينش و گرايش اصولى به خير و كمالجوئى و بىنهايت طلبى و ايثار و استقامت و پايدارى در برابر مشكلات و شدائد و ديگر اصول و پايههاى تربيتى در پرتو اعتقاد به معاد واقعيت و رشد مىيابد.
عدالت كه هدف اساسى و ضرورىترين پديده اجتماعى براى هر نظام سياسى است بدون پشتوانه اعتقاد به معاد جز دامى براى فريب ديگران يا سوژهاى براى شعر و سخن زيبا نخواهد بود.
پايه چهارم اعتقادى، ايمان به عدل خدا در خلقت جهان و نظام هستى است.
اهميت مسأله عدالت موجب شده كه دانشمندان متفكر و محقق اسلامى، عدل را در رديف اصول و پايههاى دين قرار دهند و دومين اصل از اصول پنجگانه دين بشناسند وگرنه عدل يكى از صفات خداست و اگر صفات خدا جزو اصول مكتب بشمار آيد لازم است علم و قدرت و اراده و... را نيز در اين شمار آورد.
منظور از اعتقاد به عدل خدا اين است كه خالق جهان در عرصه هستى، حق هيچ موجودى را پايمال نكرده و به هر موجودى هر چه را كه استحقاق داشته داده است از نظام هستى و آفرينش بر اساس عدل و توازن و نظم بر پايه استحقاقها و قابليتها بخشيده است. حق بودن نظام آفرينش ملازم با عادلانه بودن آن و در نتيجه معيار و ميزان بودن آن است (وَ اَلسَّم [١] ٦ [٤] ٨;اءَ رَفَعَهٰا وَ وَضَعَ اَلْمِيزٰانَ)١.
عدل الهى سراسر هستى را فرا گرفته است (بالعدل قامت السموات و الارض) و همه موجودات جهان از عدالت الهى برخوردار بوده و هستند. (اَلَّذِي أَعْطىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدىٰ) [٢] .
اعتقاد به عدالت تشريعى خدا جزئى از مفهوم وسيع عدالت الهى است و مساوات به معنى نفى اولويتها نه تنها عدالت نيست بلكه خود ظلمى فاحش است.
عدالت تشريعى متكى بر نوعى از نظام ارزشى است كه در آن حقوق و اولويتها متعادل و متناسب با نظام آفرينش انسان و نيازهاى زندگى اجتماعى او كاملاً مراعات شده باشد (لِيَقُومَ اَلنّٰاسُ بِالْقِسْطِ) [٣] . و (قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ)٤.
[١] الرحمن، آيه ٧.
[٢] طه، آيه ٥٠.
[٣] حديد، آيه ٢٤.
[٤] اعراف، آيه ٢٩.