فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٩٧ - کلیات
و محتواى آن بر اساس مبانى عقيدتى و برنامهها و طرحهاى كلى و هدفهاى اساسى اسلام مبتنى شده است.
در بخش سوم اين بحث خواهيم ديد كه به اين دليل جمهورى ايران، اسلامى است. يعنى يك حكومت جمهورى كه مبناى آن اسلام است و ملت بپاخاسته ايران، مؤمن و معتقد به مبانى اسلامند و آن را بىچون و چرا پذيرفتهاند.
اين يك اشتباه بزرگ است كه برخى مسائل مربوط به خوراك و پوشاك و مسكن و آزادى در انتخاب و معيشت مادى را از حقوق انسان مىشمارند ولى وابستگى به عقيده و ايمان به مكتب و داشتن آرمانهاى توحيدى را در قلمرو حقوق انسان به حساب نمىآورند.
مردم همانطور كه به دلائل سياسى و اجتماعى شكل حكومت را انتخاب مىكنند حق آن را دارند كه به دليل ايمان و اعتقادشان و بر پايه اصول و آرمانهائى كه به آنها دل بستهاند محتواى حكومتشان را انتخاب كنند و اسلام براى ملت ايران تجليگاه ايمان و آرمان و امرى در نهايت قداست بوده است كه آن را براى محتواى نوع حكومتشان انتخاب كرده و پذيرفتهاند.
ج. آيا جمهورى مىتواند اسلامى باشد؟:
معنى اسلامى بودن جمهورى استقرار حاكميت الله و تحكيم «ما انزل الله» و اطاعت از خدا و رسول و اولو الامر است كه قرآن طى آيات متعددى در مضامين مختلف بيان نموده است.
بنابراين، ترديد در اسلامى شدن جمهورى به استناد اينكه هيچ حكومتى چه جمهورى و چه غير آن بجز حكومت كسانى كه معصوم و منتخب خدائى هستند نمىتواند اسلامى باشد، فاقد منطق قرآن و اسلامى و عقلى است.
زيرا با توجه به جاودانگى و خاتميت دين اسلام به دلايل زير تشكيل حكومت از نظر عقلى و شرع اسلام ضرورى است:
١. قانون هر قدر كامل باشد حتى قانون متكى به وحى به تنهائى براى ايفاى هدفش و رسيدن به حاكميت كافى نيست.
٢. ماهيت قوانين اسلام مانند قوانين مالى (زكاة، خمس، جزيه غنائم...) و احكام جزائى و جهاد خواستار حكومت و قدرت اجرائى و تنفيذى است.