فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨ - موضوع وهدف
نخستين قسمت فقه سياسى مطرح و كليات حقوق اساسى را مقدمه آن قرار دهيم.
بىشك با مطالعه و آموختن اين قسمت از فقه سياسى، اساسيترين مسائل جامعه يعنى حكومت و دولت، تشكيلات سياسى و نهادهاى اساسى، حدود اختيارات و اقتدارات و وظائف و مسئوليتهاى آنها، جايگاه دستگاه قانونگذارى و تشكيلات اجرائى و سازمان قضائى، چگونگى روابط حقوقى و سياسى آنها، و مسائل مربوط به حقوق و آزاديهاى مردم از ديدگاه اسلام روشن مىگردد و شكل نظام سياسى جامعه اسلامى و نوع حاكميت در آن مشخص خواهد شد.
چنانكه آشنائى با كليات حقوق اساسى ما را قادر خواهد كرد كه در مطالعه متون قوانين اساسى كشورهاى مختلف جهان و از جمله قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران با به كارگيرى شيوههاى علمى و تجزيه و تحليل حقوقى به شناخت صحيح ماهيت نظام سياسى حاكم و نهادها و روابط حقوقى قواى تشكيل دهنده حكومت دست يابيم، و به دور از شتابزدگى و سادهانگارى و جنجالهاى سياسى و جوسازيهاى ناشى از تبليغات زودگذر سياسى بتوانيم رابطه سياسى و حقوقى قدرت نشأت گرفته از حاكميت مشروع دولت و آزادى مردم و حقوق ملت را در اين نظامها بررسى و با نقش احزاب سياسى و نهادها و جريانهاى كلى جامعه برخوردى منطقى و سازنده داشته باشيم.
بىشك حقوق اساسى از مهمترين رشتههاى حقوق داخلى و عمومى است و در فقه سياسى مىتوانيم آن را در سه قسمت متمايز مورد مطالعه و بررسى قرار دهيم:
١. طرح كلى مسائل حقوق سياسى در رابطه با دولت و حكومت و نهادها و حقوق مردم بصورت شرح و موضوع و تبيين كلى مسائلى كه بايد از ديدگاه اسلام احكام آن در مرحله بعد شناخته شود.
٢. بررسى ديدگاههاى اسلامى در زمينه مسائل مشروحه در بحث كليات حقوق اساسى، يعنى ارائه طرح نظام سياسى اسلام و تبيين ابعاد مختلف آن و تجزيه و تحليل خصائص حقوقى و سياسى اين طرح اسلامى.
٣. مقايسه تطبيقى نظامهاى سياسى، بويژه نظام اسلامى با نظامهاى ديگر در