فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٠٧ - کلیات
ششمين پايه اعتقادى جمهورى اسلامى اصل كرامت و ارزش والاى انسان
بعنوان خليفه خدا در زمين و مستعد تعالى نامحدود و شايسته تقرب به صفات كماليه بينهايت خداست.
يعنى ديدى كه در جمهورى اسلامى نسبت به انسان وجود دارد به گونهاى است كه به انسان به منزله يك موجود زنده ابزارساز نمىنگرد بلكه انسان را خلاصه و اشرف موجودات جهان طبيعت و بهرهمند از گوهر و روح ارزشمند الهى و شايسته مدير و مدبر بر جهان طبيعت مىداند و نظامى را مقبول مىشمارد كه به پرورش اين گوهر الهى كمك نمايد.
انسان در جهانبينى اسلام كه پايه بينش جمهورى اسلامى است يك موجود مجبور و مفلوك و بىاختيار نيست او از نعمت آزادى و اختيارى برخوردار است كه مىتواند سرنوشت خود را بدست خويش بسازد (إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ)١.
اين واقعيت يك امر قراردادى نيست، حقيقتى است كه به كيفيت خلقت انسان مربوط است. خدا انسان را آزاد و خلاق و فعال ما يشاء آفريده است و به او اراده و اختيار داده و اراده انسان را حاكم بر زمين نموده است. بر اساس ديد توحيدى بىشك اراده و آزادى تكوينى انسان در طول اراده خداست نه در عرض آن و از سوى ديگر اين اراده و آزادى مطلق و نامحدود نيست مسئوليت انسان در برابر خدا و اعتقاد او به هدايت وحى و رهبرى امامت اراده و آزادى انسان را محدود مىكند به اين معنى كه انسان در مسير تكاملى از اراده و آزادى خود در مسير و جهت خاصى استفاده مىكند و خود را اسير تمايلات و وابستگيها و عبوديت غير خدا نمىسازد و با هدايت وحى از طريق گسستن اسارتها و رهائى از قيد و بند وابستگيها و عبوديتها اراده خود را در مسير اراده خدا قرار مىدهد (وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ اَلْأَغْلاٰلَ اَلَّتِي كٰانَتْ عَلَيْهِمْ) [٢] .
فلسفه آزادى انسان انتخاب آزاد عبوديت خدا و رها نمودن خويش از بند عبوديت غير خداست و مسئوليت انسان نيز در انتخاب اين دو راه معنى دار مىشود
[١] . رعد، آيه ١١.
[٢] اعراف، آيه ١٥٧.