ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ١٩٩ - ٥ - باب بوف و زاغ
رسد در افواه دهند، يا طايفهاي كه در مخارج راى و مواقع آثار تأمّل واجب بينند و آن را بر نظاير آن از ظواهر احوال باز اندازند [١] و گمانهاى خود را بر آن مقابله كنند. و هر سرّ كه از اين معاني مصون ماند روزگار را بر آن اطّلاع صورت نبندد و چرخ را در آن مداخلت دست ندهد. و كتمان اسرار دو فايده ظاهر را متضمّن است: اگر انديشه بنفاذ رسد ظفر بحاجت پيوندد؛ و اگر تقدير مساعدت ننمايد سلامت از عيب و منقصت.
و چاره نيست ملوك را از مستشار معتمد و گنجور امين كه خزانه اسرار پيش وى بگشايند و گنج رازها بامانت و مناصحت وى سپارند و ازو در امضاى عزايم [٢] معونت طلبند، كه پادشاه اگر چه از دستور خويش در اصابت راى زيادت باشد و در همه ابواب بر وى مزيّت و رجحان دارد باشارت او فوايد بيند، چنانكه نور چراغ بمادّت روغن و، فروغ آتش بمدد هيزم. و هر كرا متانت راى و مظاهرت كفات [٣] جمع شد
|
بدين پاى ظفر گيرد بدان دست خطر بندد. |
و ايزد تعالى كه پيغامبر را عليه السّلم مشاورت فرمود [٤] نه براى آن بود تا راى او را كه [٥] بأمداد الهام ايزدي و فيض إلهي مؤيّد بود و تواتر وحى و اختلاف روح الأمين ٧ بدان مقرون، مددي حاصل آيد، لكن اين حكم براى بيان منافع و تقرير فوايد مشورت نازل گشت تا عالميان بدين خصلت پسنديده متحلّي گردند، و له الحمد حمد الشّاكرين [٦].
و واجب باشد بر خدمتگاران كه چون مخدوم تدبيري انديشد در آنچه بصواب پيوندد او را موافقت نمايند، و اگر عزيمت او را بخطا ميلي بينند وجه فساد آن مقرّر گردانند، و سخن برفق و مدارا رانند. وانگاه انواع فكرت بكار دارد تا استقامتي پيدا آيد و از هر دو جانب راى مخمّر و عزم مصمّم شود. و هر وزير و مشير كه جانب مخدوم را از اين نوع
______________________________
[١]. (٢) باز انداختن اينجا ظاهرا بمعني تطبيق و تشبيه كردن از
براى مقايسه و سنجيدن باشد.
[٢]. (٧) عزايم رجوع شود به ص ١٦٨ ح بر س ١ و نيز ص ١١ س ١١.
[٣]. (١٠) كفات (جمع كافي) مردان كاردان با كفايت كه مشكلات بياري ايشان آسان شود.
[٤]. (١٢) پيغامبر را مشاورت فرمود اشاره است بآيه ١٥٩ سوره آل عمران (٣): و شاورهم في الأمر، و مشاورت كن با ايشان در كار.
[٥]. (١٢) راى او را كه در اساس بدون «كه».
[٦]. (١٥) و له الحمد ... او را ستايش باد ستايش سپاسگزاران.