ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٩٥ - سه ماهى كه در آبگيرى بودند
مشفقتر زير دستان اوست كه در رسانيدن نصيحت مبالغت واجب بيند و بمراقبت جوانب مشغول نگردد، و بهتر كارها آنست كه خاتمت مرضيّ و عاقبت محمود دارد، و دلخواهتر ثناها آنست كه بر زبان گزيدگان و اشراف رود، و موافقتر دوستان اوست كه از مخالفت بپرهيزد و در همه معاني مواسا كند، و پسنديدهتر سيرتها آنست كه بتقوى و عفاف كشد، و توانگرتر خلايق اوست كه بطر نعمت بدو راه نيابد و ضجرت [١] محنت بر وى مستولي نگردد كه اين هر دو خصلت از نتايج طبع زنانست و اشارت حضرت نبوّت بدين وارد: إنّكنّ إذا جعتنّ دقعتنّ و إذا شبعتنّ خجلتنّ [٢]
|
فما كان مفراحا إذا الخير مسّه |
و لا كان منّانا إذا هو أنعما |
|
[٣] و هر كه از آتش بستر سازد و از مار بالين كند خواب او مهنّا [٤] نباشد، و از آسايش آن لذّتي نيابد. فايده سداد [٥] راى و غزارت [٦] عقل آنست كه چون از دوستان دشمني بيند و از خدمتگاران نخوت مهتري مشاهدت كند در حال اطراف كار خود فراهم گيرد [٧]، و دامن از ايشان در چيند، و پيش از آنكه خصم فرصت چاشت بيابد براى او شامي گواران [٨] سازد،
______________________________
[١]. (٥) ضجرت و ضجر تنگدلي و تنگدل شدن، دلتنگ شدن، تفتگي و
بيقراري كردن از غم.
[٢]. (٦) إنّكنّ ... بدرستي كه شما زنان چون گرسنه شويد بخاك مذلّت در غلطيد، و چون سير شويد سركش شويد و كار شرم آور كنيد.
[٣]. (٨) فما كان ... نه زياده شادمان ميشد زماني كه نيكي (مال) او را ميپسود، و نه بسيار منّت مينهاد آن زمان كه نعمت (بكسي) ميداد.
[٤]. (٩) مهنّا (از هنأ- همزه آن را الف كردهاند از براى نرم بودن) گوارا و خوش.
[٥]. (١٠) سداد درستي و راستي.
[٦]. (١٠) غزارت فراواني و بسياري.
[٧]. (١١) فراهم گرفتن بجانب خويشتن جمع كردن و گرد آوردن. (كناره گرفتن از ديگران مراد است).
[٨]. (١٢) شام خوردن بر كسي پيش از آنكه او چاشت خورد اين تعبير بدان معني است كه بدشمن مهلت ندهند و قبل از آنكه او فرصت زيان رساندن بيابد كار او بسازند. و در عربي نيز مستعمل است و محتمل است كه از آن زبان بفارسي منتقل شده باشد. در مروج الذّهب در احوال كرمان و اخبار حجّاج با عبد الرّحمن بن الأشعث آمده است كه: بالحجّاج قبل أن يتعشّى بك، و باز: أنت القائل لأهل الكوفة أن يتغدّوا و بي قبل أن أتعشّى بهم. و فردوسي گويد:
|
تو گر چاشت را دست يازي بجام |
و گر نه خورند اى پسر بر تو شام |
|
و در قابوس نامه (چاپ نفيسي ص ٦٩) دستور ميدهد كه: چون در كارزار باشي آنجا درنگ و سستي شرط نيست، چنان بايد كه پيش از آنكه خصم بر تو شام خورد تو بر وى چاشت خورده باشي. و در ديوان ناصر خسرو (نسخه مجلس ص ١٩٤) آمده است كه:
|
چو بر تو دهر بآفات خود زحام كند |
ترا ز صبر بدل بر زحام بايد كرد |
|
|
و گر بغدر جهان بر تو قصد چاشت كند |
ترا بصبر برو قصد شام بايد كرد |
|