ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٦٤ - بوزنهاى كه درودگرى پيش گرفت
نفس شريف دارد خويشتن را از محلّ وضيع بمنزلت رفيع ميرساند، و هر كرا راى ضعيف و عقل سخيف است از درجت عالي برتبت خامل گرايد. و بر رفتن بر درجات شرف بسيار مؤونتست و فرو آمدن از مراتب عزّ اندك عوارض، چه سنگ گران را بتحمّل [١] مشقّت فراوان از زمين بر كتف توان نهاد و بي تجشّم [٢] زيادت بزمين انداخت. و هر كه در كسب بزرگي مرد بلند همّت را موافقت ننمايد معذور است كه
|
إذا عظم المطلوب قلّ المساعد [٣] |
و ما سزاواريم بدانچه [٤] منزلت عالي جوئيم و بدين خمول و انحطاط راضي نباشيم.
كليله گفت: چيست اين راى كه انديشيدهاى؟
گفت: من ميخواهم كه در اين فرصت خويشتن را بر شير عرضه كنم، كه تردّد [٥] و تحيّر بدو راه يافتست، و او را بنصيحت من تفرّجي حاصل آيد و بدين وسيلت قربتي و جاهي يابم.
كليله گفت: چه ميداني كه شير در مقام حيرتست؟
گفت: بخرد و فراست خويش آثار و دلايل آن ميبينم، كه خردمند بمشاهدت ظاهر هيآت [٦] باطن صفت را بشناسد.
كليله گفت: چگونه قربت و مكانت جوئي نزديك شير؟ كه تو خدمت ملوك نكردهاي و رسوم آن نداني.
دمنه گفت: چون مرد دانا و توانا باشد مباشرت كار بزرگ و حمل بار گران او را رنجور نگرداند، و صاحب همّت روشن راى را كسب كم نيايد، و عاقل را تنهائي و غربت زيان ندارد.
______________________________
[١]. (٣) در نسخه اساس: كران را كى بتحمّل.
[٢]. (٤) تجشّم كار بر خود افگندن؛ رنج كشيدن از كار؛ بتكلّف كاري كردن (مقدّمة و صراح).
[٣]. (٦) إذا عظم المطلوب ... مطلوب چون بزرگ شد ياري دهنده كم باشد. شبيه باينست گفته مسعود سعد سلمان:
تنها شود آن كس كه بزرگي جويد.
[٤]. (٧) بدانچه بجاى «بدانكه»: ص ٥٩ س ١٤ ديده شود.
[٥]. (٩) تردّد بمعني شكّ و ترديد بكار رفته است. ص ٦ حاشيه برس ٥ نيز ديده شود.
[٦]. (١٤) هيآت (جمع هيأت و هيئة) گشادگي حال (مقدّمة)؛ شكل و وضع أشخاص و أشياء.