ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣٦٨ - ١٣ - باب پادشاه و برهمنان
اگر فرماني رسانيدندي من بدرگاه حاضر آمدمي، و بصواب آن لايقتر كه خادمان بخدمت آيند
|
تو رنجه مشو برون ميا از در خويش |
من خود چو قلم همي دوم بر سر خويش |
|
و نيز اثر تغيّر بر بشره مبارك ميتوان شناخت و نشان غم بر غرّت [١] همايون ميتوان ديد.
ملك گفت: روزي باستراحتي پرداخته بودم، در اثناى خواب هفت آواز هايل شنودم چنانكه بهريك از خواب بيدار شدم، و بر عقب آن چون بخفتم هفت خواب هايل ديدم كه بر أثر هر يك انتباهي [٢] ميبود، و باز خواب غلبه ميكرد و ديگري ديده ميشد. جماعت براهمه را بخواندم و با ايشان باز گفتم، تعبيري سهمناك [٣] كردند و موجب اين حيرت و ضجرت گشت كه مشاهدت ميافتد. حكيم از چگونگي خواب استكشافي كرد، چون تمام بشنود گفت: ملك را سهو افتاد، و آن سرّ با آن طايفه كشف نميبايست كرد
|
كه پديد است در جهان باري |
كار هر مرد و مرد هر كاري |
|
|
تسائل عن أخيها كلّ ركب |
و عند جهينة الخبر اليقين |
|
[٤] و راى ملك را مقرّر باشد كه آن ملاعين را اهليّت اين نتواند بود، كه نه عقل رهنماى دارند و نه ديني دامن گير. و ملك را بدين خواب شادمانگي ميبايد افزود و صدقات ميبايد داد و هدايا فرمود، كه سراسر دلايل سعادت و مخايل [٥] دولت ديده ميشود. و من اين ساعت تأويل آن مستوفى [٦] باز گويم و پيش مكيدت آن مدبران [٧] سپري استوار بدارم؛
______________________________
[١]. (٤) غرّت سفيدي بر پيشاني اسپ؛ اينجا پيشاني و ناصيه شاه
اراده شده است.
[٢]. (٧) انتباه (از ن ب ه) بيدار شدن از خواب؛ بمعني هشياري و آگاه شدن و بيدار شدن معنوي نيز بكار رفته است (١١٥/ ١٢ ح و ٢٦٣/ ١٥ و ٢٦٥/ ٢ ديده شود).
[٣]. (٨) سهمناك ترس آور، سهمگين؛ نيز ٣٥١/ ٦ ديده شود.
[٤]. (١٢)
|
تسائل عن ... |
ميپرسد (آن زن) از حال برادر خويش (يا أبيها، پدر خويش) از هر سواري (هر اشتر سواري)، و در نزد جهينه است خبر درست (او ميداند كه برادر يا پدر اين زن كشته شده است).
[٥]. (١٥) مخايل رجوع شود به ١٤/ ٣ ح و ٢٢٨/ ٢ ح و ٢٤٨/ ١٢ و ٢٨٤/ ٧ و ٣٥٥/ ١١.
[٦]. (١٦) مستوفى رجوع شود به ٢٠/ ١٢ و ١٢٩/ ٦ ح و ٣٠٥/ ٥ ح.
[٧]. (١٦) مدبران بخت بر گشتگان؛ رجوع شود به ٢٢٨/ ٢ ح.