ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣٢٦ - ١٠ - باب شير و شغال
و ششم آنكه در ابواب سهو رشته با خويشتن فراخ گيرد [١] و قبله دل هوا را سازد. و هفتم آنكه بي سببي در مردمان بد گمان گردد و بي دليل روشن اهل ثقت را متّهم گرداند. هشتم آنكه بقلّت حيا مذكور باشد و بشوخي [٢] و وقاحت مشهور.
و بر هشت كس إقبال فرمودن فرض است: اوّل آنكه شكر احسان لازم شمرد. و دوم آنكه عقده عهد او بحوادث روزگار وهني [٣] نپذيرد. و سوم آنكه تعظيم ارباب تربيت و مكرمت واجب بيند. و چهارم آنكه در حال خشم بر خويشتن پنجم آنكه در حال خشم بر خويشتن قادر باشد. ششم آنكه بهنگام طمع سخاوت ورزد. هفتم آنكه به أذيال [٤] شرم و صلاح تمسّك نمايد. هشتم آنكه از مجالست اهل فسق و فحش پهلو تهي كند.
و چون شير موقع اهتمام مادر و شفقت او در تلافي اين حادثه بديد شكر و عذر بسيار وى را لازم شناخت و گفت: ببركات و ميامن [٥] هدايت تو راه تاريك مانده روشن شد و كار دشوار بوده آسان گشت، و به برائت ساحت اميني واقف و كارداني كافي علم افتاد و بي گناهي صادق از تهمت بيرون آمد.
پس ثقت او بأمانت شگال بيفزود و زيادت إكرام و تربيت و معذرت و ملاطفت ارزاني داشت، و شگال را پيش خواند و گفت: اين تهمت را موجب مزيد ثقت و مزيّت اعتماد بايد پنداشت و تيمار [٦] كارها كه بتو مفوّض بودهست بر قرار معهود ميداشت. شگال گفت: اين
______________________________
[١]. (١) رشته با خويشتن فراخ گيرد ميدان بخود بدهد، خود را از قيد
آزاد بدارد. چنانكه گوئي اگر رشتهاي بپاى او بسته باشند كه تا حدّي معيّن تواند
رفت او آن رشته را بسيار درازتر از آنچه هست بشمارد. جانب ديگري نيز دارد، كه رشته
دراز دادن و رشته دراز كردن باشد، و صاحب بهار عجم آن را قيد كرده و شواهدي نيز بر
آن آورده است، بمعني اينكه يكي بديگري مجال و فرصت و آزادي عمل بيشتري بدهد.
[٢]. (٣) شوخي بيشرمي؛ آنچه امروز پر روئي ميگوئيم و دريدگي.
[٣]. (٥) وهن سستي و نااستواري.
[٤]. (٧) أذيال (جمع ذيل) دامنها؛ ما ميگوئيم «به دامان شرم» بلفظ مفرد.
[٥]. (١٠) ميامن ١٣/ ١٧ ح و ٤٧/ ٢ ح و ١٠٣/ ٩ ديده شود.
[٦]. (١٥) تيمار مواظبت و مراقبت- ١٤٩/ ١٥ تا ١٦ ح، ١٦٠/ ٣ تا ٤ ح، ٢١٥/ ٧ تا ٨، و ٢٥٤/ ٨ ح ديده شود.
يكي از خلفاء قاهر عاملي بشهري فرستاد و او را در تيمار داشت شخصي از معارف آن ولايت وصيّت فرمود (المعجم، چاپ قزويني ٤٢٢).