ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣٠٢ - زال و دختر او مهستى(منظوم)
|
تلقى بكلّ بلاد إن حللت بها |
أهلا بأهل و جيرانا بجيران |
|
[١]
|
و از نفس و ذات عوض صورت نبندد |
اين بنده دگر باره نرويد نى نيست [٢] |
|
و ببايد دانست كه ضايعتر مالها آنست كه از آن انتفاع نباشد و در وجه إنفاق ننشيند؛ و نابكارتر زنان اوست كه با شوى نسازد؛ و بتّر فرزندان آنست كه از طاعت مادر و پدر إبا نمايد و همّت بر عقوق [٣] مقصور دارد؛ و لئيمتر دوستان اوست كه در حال شدّت و نكبت دوستي و صداقت را مهمل گذارد؛ و غافلتر ملوك آنست كه بي گناهان ازو ترسان باشند و در حفظ ممالك و اهتمام رعايا نكوشد؛ و ويرانتر شهرها آنست كه درو امن كم اتّفاق افتد.
و هر چند ملك كرامت ميفرمايد و انواع تمنيت [٤] و قوّت دل ارزاني ميدارد و آن را بعهود و مواثيق [٥] مؤكّد ميگرداند البتّه مرا بنزديك او امان نيست و در خدمت و جوار او ايمن نتوانم زيست، چه روزگار ميان ما مفارقتي افگند كه مواصلت را در حوالي [٦] آن مجال نتواند بود؛ و در مستقبل هر گاه كه اشتياقي غالب گردد حكايت جمال تخت آراى ملك بر چهره ماه و پيكر مهر خواهم ديد و اخبار سعادت او از نسيم سحري خواهم پرسيد
|
أقول و أروي كلّما هبّت الصّبا: |
«ألايا صبا نجد متى هجت من نجد» |
|
|
نسيم الصّبا قل للأحبّة منشدا: |
«سلام عليكم كيف حالكمو بعدي» |
|
[٧] و از حال غربت من راى ملك را هم بر اين مزاج معلوم تواند شد
______________________________
[١]. (١)
|
تلقى بكلّ ... |
ملاقات ميكني در همه شهرها اگر بدان داخل شوي اهلي بجاى اهل، و همسايگاني بجاى همسايگان. در هيچ يك از نسخ شرح ابيات كليله اين بيت نيست و بسياري از نسخ قديم اين بيت و مصراع فارسي سطر بعد را ندارد، و در بعضي بجاى اينها بيت عربي ديگري آمده است.
[٢]. (٢) اين بنده دگر باره ... اين مصراع پيش ازين هم آمده است (ص ٢٩٨ س ٩).
[٣]. (٥) عقوق نافرماني كردن كسي را كه حقّ وى بر تو واجب باشد (زوزني). از اينجاست عاقّ والدين.
[٤]. (٨) تمنيت ٢٦/ ٦ ح ديده شود.
[٥]. (٩) مواثيق (جمع ميثاق) پيمانهاى استوار.
[٦]. (١٠) حوالي ١٦٩/ ٢ ح ديده شود. ناصر خسرو گويد (ديوان ٤١٠):
|
مكر و حسد و كبر و خرافات و طمع را |
مپذير و مده ره بدر خويش و حوالي |
|
[٧]. (١٣) و (١٤)
|
أقول و أروي ... |
ميگويم و روايت ميكنم هر گاه كه بوزد باد صبا: هان اى صباى نجد، كى جستي و وزيدي از نجد؟ اى باد خوش صبا، بگوى دوستان را و بر خوان: درود باد بر شما، چگونه است حال شما پس از من؟
مصراع دوم و چهارم از شاعر ديگري است كه گوينده آنها را تضمين كرده است.