ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣٠١ - زال و دختر او مهستى(منظوم)
مستعدّ قبول و اقبال و دولت توانند بود، و اگر اتّفاق خوب روى نمايد از جمال آن خالي نمانند.
و كارهاى جهان خود بر قضيّت حكم آسماني ميرود، و در آن زيادت و نقصان و تقديم و تأخير صورت نبندد. و بر إطلاق عاقل آن كس را توان شناخت كه از ظلم كردن و ايذاى جانوران بپرهيزد، و مادام كه راه حذر پيش وى گشاده باشد در مقام خوف و فزع نه ايستد، و من بمهرب [١] نزديكم و گريزگاه بسيار دارم، و حرام است بر من توقّف در اين حيرت و تردّد، كه سخط ملك خون من حلال دارد و آنچه از وجه ديانت و مروّت محظور [٢] است مباح [٣] داند. و اميد چنين ميدارم كه هر كجا روم اسباب معيشت من ساخته و مهيّا باشد. چه هر كه پنج خصلت را بضاعت و سرمايه عمر خويش سازد بهر جانب كه روى نهد اغراض پيش او متعذّر نگردد و مرافقت رفيقان ممتنع نباشد و وحشت غربت او را بمؤانست بدل گردد: از بد كرداري باز بودن، و از ريبت و خطر پهلو تهي كردن، و مكارم اخلاق را لازم گرفتن، و شعار و دثار [٤] خود كم آزاري و نيكو كاري ساختن، و حسن ادب و در همه اوقات نگاه داشتن. و عاقل چون در منشأ و مولد و ميان اقربا و عشيرت بجان ايمن نتواند بودن دل بر فراق اهل و دوستان و فرزندان و پيوستگان خوش كند، كه اين همه را عوض ممكن گردد
______________________________
[١]. (٦) مهرب ٢٨٢/ ٣ ح ديده شود.
[٢]. (٨) محظور ٢٩٢/ ٨ ح ديده شود.
[٣]. مباح ٢٤٤/ ٩ ح ديده شود.
[٤]. (١٢) شعار و دثار جامه زير (جامه دروني) و جامه رو (جامه بيروني) كنايه از سيرت و اخلاق باطن و ظاهر.
رجوع شود به ٥٢/ ٤ ح و نيز ١٣/ ١٨ ح، ٣٢/ ٩، ١٣٨/ ٨ ح؛ مختاري گويد (ديوان ٢١٧):
|
نه ز ايران را بي جاه او قبول و محلّ |
نه شاعران را بي وجود او دثار و شعار |
|
در كامل مبرّد نقل شده است كه لفظ حم لا ينصرون را مهلّب بن ابي صفرة شعار خويش در جنگ با خوارج ساخت و گويد كه روايت كردهاند كه همين لفظ شعار اصحاب عليّ بن ابي طالب بود (چاپ تقدّم ج ٢/ ١٩٤)؛ و ابو سليمان حمد بن محمّد الخطّابي در معالم السّنن (ج ١ ص ٥١) گويد: عجب از رافضيان است كه مسح نكردن بر موزه را شعاري براى خود قرار دادهاند. از اين دو مثال روشن ميگردد آنچه سابقا گفته شده است كه شعار بر لفظي يا عملي (و حتّى نكردن كاري) كه نشانه اعتقادي قرار دهند هم اطلاق ميشود، چنانكه امروز نيز در فارسي بهمين معناى مجازي مستعمل است و معناى حقيقي آن كه لباس زيرين باشد ديگر در فارسي مهجور شده است.