ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٢٨٠ - ٨ - باب گربه و موش
بهيچ تأويل نشايد كه بتو فريفته شوم. و بدوستي تو ثقت موش را كى بوده است؟
چه بسلامت آن نزديكتر كه بي توان [١] از صحبت توانا احتراز نمايد و عاجز از مقاومت قادر پرهيز واجب بيند، كه اگر بخلاف اين اتّفاقي افتد غافلوار زخم گران پذيرد. و هر كه بآسيب غرور و غفلت در گردد كمتر تواند خاست.
و خردمند چون عنان اختيار بدست آورد و دواعي اضطرار زايل گردانيد در مفارقت دشمن مسارعت فرض شناسد، و مثلا لحظتي تأخير و توقّف و تأنّي و تردّد جايز نشمرد؛ هر چند از جانب خويش سراسر ثبات و وقار مشاهده كند از جانب خصم آن در وهم نيارد، و هر اينه از وى دوري گزيند. و هيچ چيز بحزم و سلامت از آن لايقتر نيست كه تو از صيّاد پرهيز واجب بيني و من از تو بر حذر باشم. و ميان دوستان چون طريق مهادات [٢] و ملاطفت بسته ماند و دل جوئي و شفقت در توقّف افتاد صفاى عقيدت معتبر دارند و بناى مخالصت بر قاعده مناجات ضماير [٣] نهند. برين اختصار بايد نمود كه اجتماع ممكن نگردد و از خرد و راى راست دور باشد.
گربه اضطرابي كرد و جزع و قلق ظاهر گردانيد و گفت:
|
همي داد گوئي دل من گوائي |
كه باشد مرا از تو روزي جدائي |
|
|
چنين من گمان برده بودم و ليكن [٤] |
نه چونانكه يكسو نهي آشنائي |
|
بر اين كلمه [٥] يك ديگر را وداع كردند و بپراگند.
______________________________
|
شده گرسنه مرد ناهار و سست |
كمان را بزه كرد و نخجير جست |
|
|
بنزديك ايشان سخن خوار بود |
سپاهش همه سست و ناهار بود |
|
و سنائي گويد در معني گرسنه (ديوان، چاپ دوم مدرّس رضوي ١٩٥):
|
ليك آمدهام سير ز افعال زمانه |
هر چند هنوز از غرض خويشم ناهار |
|
و مختاري غزنوي گويد در معني گرسنگي (ديوان، چاپ همائي ٢٢٤):
|
بكتف شانه بر آورده زانو از ادبار |
بچشم خانه فرو برده ديده از ناهار |
|
[١]. (٢) بي توان بي طاقت، ناتوان، ضعيف، بي قدرت
[٢]. (٩) مهادات هديه بيكديگر دادن.
[٣]. (١١) مناجات ضماير ٢٤٩/ ٢ ح ديده شود.
[٤]. (١٥) و ليكن در اساس: وليك.
[٥]. (١٦) بر اين كلمه اساس و ٣ و مج: زماني برين كلمه.