ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ١٣ - ذكر ألقاب ملك بهرام شاه
فرسنگ در خطّه اسلام افزود، و آفتاب ملّت احمدي بر آن ديار از عكس ماه رايت محمودي بتافت، و شعاع سپهر اسلام در سايه چتر آل ناصر الدّين بر آن نواحي گسترده شد، و بجاى بتكدهها مساجد بنا افتاد، و در آن مواضع كه بروزگار پادشاهان گذشته ملك الملوك را جلّت أسماؤه و عمّت نعماؤه [١] ناسزا ميگفتند امروز همواره عبادت ميكنند و قرآن عظيم ميخوانند، و زيادت هزار منبر نهاده شده است كه در جمعات و أعياد بر آن ثناء باري عزّ اسمه ميگويند و فرض ايزدي ميگزارند، و در مدّت صد و هفتاد سال كه ايّام دولت اين خاندان مباركست- ايزد تعالى آن را به هزار و هفتصد برساناد- در سالي پنجاه هزار كم و بيش از برده كافر و كافره از ديار حرب بديار اسلام ميآرند، و ايشان ايمان قبول ميكنند، و تا دامن قيامت از توالد و تناسل ايشان مؤمن و مؤمنه ميزايد، و همه بوحدانيّت خالق و رازق خويش معترف ميباشند، و بركات و مثوبات [٢] و حسنات آن شاهانشاه غازي محمود و تمامي ملوك اين خاندان را مدّخر [٣] ميگردد. و ديگر سلاطين دولت ميمون را- كه خداوند عالم پادشاه عصر خسرو گيتي شاهانشاه غازي بهرام شاه وارث ملك و عمر ايشان باد- فضايل و مناقب بسيار است، كه هر يك از ايشان در إيالت و سياست و عدل و رأفت على حده أمّتي بودهاند
|
إنّ الخيار من القبائل واحد |
و بنو حنيفة كلهم أخيار |
|
[٤] امّا شرح و تفصيل آن ممكن نيست، كه بي اشباعي سخن در تقرير آن معيوب نمايد، و اگر بسطي داده شود غرض از ترجمه اين كتاب محجوب گردد. لا جرم به ميامن [٥] آن نيّتهاى نيكو و عقيدتهاى صافي شعار [٦] پادشاهي و خلال جهانداري در اين خاندان بزرگ
______________________________
[١]. (٤) جلّت أسماؤه ... جليل باد نامهاى او و همگنان را شامل باد
نعمتهاى او.
[٢]. (١٠) مثوبات جمع مثوبة (از مادّه ثواب) اعمال نيكي كه موجب پاداش نيك أخروي گردد.
[٣]. (١١) مدّخر از إدّخار، باب افتعال از ذخر، آنچه ذخيره كرده ميشود، اندوخته.
[٤]. (١٥) إنّ الخيار ... مزد برگزيده از همه دودمانها يكي باشد (هر قبيلهاي را يك مرد گزيده بيش نباشد) و دودمان پسران حنيفه همگيشان برگزيدگاناند.
[٥]. (١٧) ميامين جمع ميمنة (از مادّه يمن) بركات- به بركات.
[٦]. (١٨) شعار جامه اندروني، جامه زيرين، و نيز رنگ و نشان خاصّي كه از براى مشخّص بودن اختيار كنند.
گاهي رنگ عمامه را يا گفتاري را شعار سازند. و در اينجا بمعني عمل و عقيدهاي كه بدان شناخته و ممتاز شوند.