احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣١٧ - فتوت در شبه قاره پاكستان و هند
ولى اين سخن چندان درست نيست زيرانه جوانمردى مخصوص ايرانى و زاده فكر ايرانيان بوده و نه مىتوان گفت كه فتوت مانند تصوف به شبه قاره راه پيدا نكرده است خصوصا با توجه به اينكه اسامى چند تن از اخىها و فتيان را مىبينيم كه بعضى از آنها از ايران به آن سامان مهاجرت نموده و در آنجا مريدانى تربيت نمودهاند. مثلا شيخ سراج الدين عثمان اخى (م ٧٥٨ ه در بنگال و از مريدان شيخ نظام الدين اولياء دهلوى م ٧٢٥ ه) كه از لفظ اخى پيداست از اهل فتوت بوده است. وى اصلا از لكهنو بوده و بيشتر در دهلى مىگذرانده و از سال ٧٢٨ ه در بنگاله به ارشاد و وعظ مىپرداخته است.[١]
همينطور شيخ سيد اشرف جهانگير سمنانى كه بعضى از سفرها در معيت مير سيد على همدانى بوده و آخر الامر در بنگاله توطن گزيده و در سال ٨٠٨ ه در همانجا وفات يافته از اهل فتوت بوده است.[٢]
از پادشاهان شبه قاره نيز سلطان شهاب الدين محمد غورى (٥٨٥- ٦٠٢ ه) به تشكيلات فتوت ناصرى وابسته بوده است.[٣]
باز جالب است كه چند تن از شعراى شبه قاره هند و پاكستان كلمه فتوت را بعنوان تخلص برگزيدهاند و مختصرى از احوال آنان كه تاكنون بدست ما رسيده، نشان ميدهد كه همه آنان از فتيان و جوانمردان بودهاند. مثلا:
١- حبيب اللّه فتوت كشميرى كه مردى با همت و فتوت بود و مدتها در رفاقت نواب غازى الدين خان فيروز جنگ پسر آصف جاه به سر مىبرد.[٤]
٢- فتوت حسين خان «فتوت كشميرى» كه در قرن دوازدهم هجرى در عهد محمد شاه (يكى از پادشاهان تيمورى شبه قاره هند و پاكستان) زندگانى مىكرده و از جوانمردان بوده است.
٣- ميرزا ابو تراب «فتوت لاهورى» كه جدش از خواف (هرات) به
[١] ( ١ و ٢)- تذكره صوفياى بنگال( اردو) ص ٢١٦، ٣٠٩، ٣١٠.
[٢] ( ١ و ٢)- تذكره صوفياى بنگال( اردو) ص ٢١٦، ٣٠٩، ٣١٠.
[٣] - كتاب الفتوة ابن المعمار، ص ٦٨- ٦٩.
[٤] - تذكره شعراى كشمير، ج ٣ تكمله، ص ١٠٨٢.