احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٧٨ - فرزندان
گرفتند و مقدم شريف ارزانى ساختند ... و در سال ٨١٧ ه عازم حج بيت اللّه گرديد و بمراجعت به ختلان رفته و همانجا در سال ٨٥٤ ه (١٤٥٠ م) رحلت نمود و متصل به مرقد پدر خود مدفون گرديد»[١] اين مطالب در عين داشتن اشتباهاتى چند، بعضى از گوشههاى زندگانى مير سيد محمد همدانى را روشن ميكند.
محمد همدانى خود را خلف شايسته على همدانى نشان داده و در اكتساب علم و فضل و سير و سلوك و تصنيف و تأليف روش حقه پدرش را دنبال ميكرده است. جعفر بدخشى در لا بلاى شرح غزل على همدانى كه مطلع آن از مولوى است:
|
از كنار خويش مىيابم دمادم بوى يار |
زان همى گيرم بهر دم خويشتن را در كنار |
|
ميفرمايد كه اين شرح را بفرمايش محمد همدانى مينويسد[٢] و در منقبت او شعر زير بوستان سعدى را نقل ميكند:
|
سعادت به بخشايش داور است |
نه در چنگ و بازوى زور آور است |
|
و در آنموقع محمد همدانى سيزده سال داشته است.
از آثار او اسم دو كتاب بما رسيده است: يكى رسالهيى در تصوف و ديگرى «شرح شمسيه در منطق» كتاب اول بفرمايش سلطان اسكندر بتشكن كشمير (٧٩٦- ٨٢٠ ه) و كتاب درسى دوم را براى تدريس در مدارس و خانقاهها نگاشته بود.
مير سيد همدانى در سال ٧٩٦ با گروهى از سادات هنرمند ديگر، كه تعداد آنان را از صد تا شش صد نوشتهاند، به كشمير ورود كرد. وزير مقتدر سلطان اسكندر بنام «سهاباتا» با خانواده خود بدست وى اسلام را پذيرفت و لقب «سيف الدين» را اختيار نمود. اين وزير خدمات شايانى به دين اسلام در كشمير كرده است.
محمد همدانى دختر سيد حسن بهادر سمنانى (امير عساكر سلطان) را كه «تاج خاتون» نام داشت در كشمير به حباله نكاح خود درآورد كه بعد از پنج سال فوت كرد بدستور سلطان اسكندر مزار سيده بسيار زيبا ساخته شده و هنوز
[١] - تحايف الابرار، ص ٢٣.
[٢] - خ- م( لا) برگ ٧٠.