احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٧٩ - فرزندان
هم پا برجاست. بعد از آن محمد همدانى دختر سيف الدين (وزير نو مسلمان اسكندر) را كه بىبى بارعه نام و ديده موجى لقب داشت بزنى گرفته است.[١]
محمد همدانى بنابر محيط مساعد و سازگارى كه پدرش ايجاد كرده بود، توانست در اجراى اوامر و نواهى شرع اسلامى موفقيتهاى درخشانى را در خطه كشمير بدست آرد. بمساعى جميله او سلطان اسكندر بتشكن مشروب خوارى و قماربازى و رقص هوس زا و سماع بالمزامير و رسم ساتى (ستى) زنان هندوها[٢] و غيره را در سراسر كشمير قانونا ممنوع كرد محاسبان و محتسبان شرع متعين شدند و كشمير بصورت مركز نمايان اسلام درآمد. شاعرى گفته است:
|
ولد امجد امير كبير |
داد دين را رواج در كشمير |
|
|
شد ز نو مسلمان چنان كثرت |
كز تماشاش برد حشر حسرت[٣] |
|
ميگويند يكى از امراى ختلانى لعل گرانبهاى بدخشى را به محمد همدانى هديه داده و سيد محمد آن را به سلطان اعطا كرد. سلطان بسيار خوشحال گرديد و در مقابل آن سه ده را به وى پيشكش نموده است. محمد همدانى بر روش فتوت پدرش آن دهها را وقف فى سبيل اللّه اعلام نمود و وقفنامهيى تهيه كرد كه سلطان اسكندر آنرا امضاء نموده است[٤] در ترال (موضع وانتىپور كشمير) خانقاهى بزرگ بنا كرد كه هنوز هم باقى است. «خانقاه معلى» يا «مسجد شاه همدان» معروف هم بدست او بنا شده است.
ميگويند كه سلطان اسكندر خانقاه بزرگى در موضع «چشمه بون» براى محمد همدانى ساخته و براى خرج خانقاه و خدام، محصول موضع «پتن» را وقف كرده بود. اين خانقاه تا اواخر عهد اكبر، شاه بزرگ شبه قاره باقى بود و در نتيجه تبليغات محمد همدانى و ياران او اينقدر كفار مسلمان شدند كه «سه خروار رشتههاى زنار كفار سوخته شده است»[٥]
مورخان هندو بتشكنى سلطان اسكندر را در نتيجه تعليمات محمد همدانى
[١] - كشمير( ١)، ص ٩٣.
[٢] - اين رسم بين هندوها رواج داشته است كه زن پس از مرگ همسرش خود را بآتش ميسوزاند و ميمرد.
[٣] - كشمير( ١)، ص ٩٣.
[٤] - تاريخ نظم و نثر فارسى در ايران و در زبان فارسى، ج ١، ص ١٩٥ ج ٢ ص ٧٧٣.
[٥] - واقعات كشمير، ص ٤٣- ٤٤.