احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٢٠ - فتوت و اصناف مختلف مردم(لوطىها و داش مشدىها)
بسلك جوانمردان درآمده و ماجراى او در تعزيهخوانىها و قصهخوانىهاى مذهبى عموما نقل مىشود.
سرگذشت اين قصاب در نزهة القلوب حمد اللّه مستوفى هم مذكور است، و جالب است كه در قرن نهم هجرى گورى منسوب به وى در حدود سرخس وجود داشته و اكنون نيز قبرى در ميان راه تهران و رى به نام او معروف است.
عباس اقبال نوشته است: رسم فتوت در ميان جميع طبقات پيشهوران و صنعتگران و اهل حرف پيرو داشته و براى آنكه در هريك از پيشهها و صنايع موافق اخلاق و آداب فتوت عمل شود، صاحبان حرف و صنايع مراقب اجراى يك رشته مراسم و قواعد بودهاند تا عزت و آبروى شغل خود را نبرند و از طريق فتوت و مروت پا فراتر نگذارند حتى سلاطين نيز سعى داشتند كه حرفهاى بياموزند و در هنر و پيشهاى ماهر شوند چنانكه علاء الدين كيقباد سلجوقى (٦١٦- ٦٣٤ هجرى) جانشين عز الدين كيكاوس «در عمارت و صناعت و سكاكى و نحاتى و نجارى و رسامى و سراجى مهارت و حذاقت بىنهايت يافته بود و قيمت جواهر نيكو كردى ...».[١]
بايد در نظر بگيريم كه عقايد در مورد وابستگى اصناف به تشكيلات فتوت، در همه جا يكسان نبود چنانكه در فتوتنامه منظوم ناصرى وابستگى آنان را غير ممكن مىشمارد[٢] ولى در فتوت ناصرى كه الناصر لدين اللّه پايهگذارى كرد پيشهوران نيز مىتوانستند وارد شوند. با اين همه جاى شكى نيست كه زمانى نسبت به «اصناف» ابراز نفرت مىشده است.[٣]
جوانمردان اصنافى بعضى از آداب و رسوم فتوت را پذيرفته بودند و در نظامات سلطنتى ايران و تركيه تعداد ايشان خيلى زياد بود ولى ظاهر است كه اين
[١] - مجله شرق( قبلا مشخصات آن ياد شد)، ص ٣٤٨.
[٢] - فرهنگ ايران زمين، ج ١٠ سال ١٣٤١ ش و نيز سرچشمه تصوف در ايران، ص ١٣٩.
[٣] - كتاب الفتوة، ص ٨٧، ٩٧، ١٧٢، ١٧٣.