احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٢٦٨ - در تحفة الاخوان(ص ١١) نيز آمده است
غيب سه قرص جوين حق تعالى بفرستاد- امير المومنين على يكى به حسن داد و يكى به حسين و يكى را بدو پاره كرد. نيم به فاطمه زهرا داد رضى اللّه عنها و نيمى خواست كه بخورد كه در حال درويشى بر درآمد. امير المومنين على رضى اللّه عنه نصيب خود را به درويش داد. فاطمه نيز موافقت كرد. حسن و حسين هم موافقت كردند رضى اللّه عنهما، كه از اولاد خاندان بودند و فتوت بدان خانه ميراث بماند، و طريقت و تصوف هم از خاندان نبوت به على ماند زيرا كه سيد خلق ٧، شهرستان طريقت و شريعت و فتوت و كرامت و سخاوت و مروت بود و امير المومنين على در شهرستان علم بود و از آنجاست كه خواجه خلق ٧ در حق او فرمود: انا مدينة العلم و على بابها- هركه در شهرستان علم و عمل قدم نهاد گذر بر امير المؤمنين على رضى اللّه عنه كرد. اول مقام خدمت على يافت. آنگاه در شهرستان قدم نهاد.»[١]
اين قبيل مطالب و توجيهات درباره عبارت «لا فتى الا على لا سيف الا ذو الفقار» در ساير فتوتنامهها نيز مذكور است و در زبدة الطريق الى اللّه مىخوانيم:
«سر جوانمردان، امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه بود. روزى عبد الرحمن ملجم را گفت: انك قاتلى ملجم گفت: يا امير المؤمنين، مرا بكش تا از من اين فعل در وجود نيايد. فرمود طريق ما آنست كه بعد از گناه عفو كنيم نه پيش از گناه عقوبت».[٢][٣]
گذشته از پيامبر ٦ و حضرت على (ع)، اعمال و رفتار ديگر بزرگان اسلام نيز از نمونههاى فتوت است كه البته در اينمورد علويان در صف اول قرار دارند چنانكه امام حسين بن على[٤] و ياران بزرگ او در نبرد با استبداد يزيد
[١] - كتاب مذكور، ص ١٣.
[٢] - رسايل جوانمردان، ص ١٠١.
[٣] - ايضا، ص ٢٢١.
[٤] - اوحدى مراغهاى در منقبت امام حسين ميفرمايد:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|