احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٢٥٦ - تاريخچه مختصر فتوت
آمده است، اصحاب كهف مىباشند اينان مردانى مؤمن و صالح از اهل روم بودند كه در روزگار سلطنت دقيانوس مىزيستند و خود به آئين مسيح گرويده و براى حفظ ايمان خويش به غار و گردنه تاريك كوه پناه بردند، و در همان جا فوت كردند ولى تسليم پادشاه كافر و مستبد وقت نشدند. مطالعه زندگانى ايشان خصوصا از نظر مسلك فتوت و ايثار موجب عبرت و بصيرت مىباشد و به همين جهت ذكر آنان در غالب فتوتنامهها و تفاسير قرآن آمده است، و چون در سوره كهف، از ايشان با نام فتى يا جوانمرد ياد شده، در بعضى از متون مربوط به فتوت، سخن را درباره آنان بدرازا كشانيدهاند چنانكه هم در تفسير ابو الفتوح رازى ذكرى از آنان آمده است (جلد ٦، ص ٣٩٥) و هم در كشف الاسرار وعدة الابرار كه در سال ٥٢٠ ه. تاليف شده است و مؤلف آن- ابو الفضل رشيد الدين ميبدى- قواى ايمانى اصحاب كهف را بيان نموده و در نوبت سوم مىآرد:
«اينست شرف بزرگوار و كرامت تمام و نواخت بىنهايت كه رب العالمين براصحاب كهف نهاد كه ايشان را جوانمرد خواند و گفت:
«انهم فتية»- با ايشان همان كرامت كرد كه با خليل خويش ابراهيم (ع)، كه او را جوانمرد خوانده است: «قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ»[١] و نيز يوشع بن نون را كه درباره او گفت: «وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ»[٢] و يوسف صديق را كه درباره او گفت: «تُراوِدُ فَتاها»[٣] ... گفتهاند كه سرور همه جوانمردان يوسف صديق بود ٧ كه از برادران بوى رسيد آنچه رسيد از انواع بليات، آنگاه چون برايشان دست يافت، گفت: «لا تَثْرِيبَ[٤] عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ ...»[٥]
در جاى ديگر از تحفة الاخوان كاشانى آمده است:
«نقطه اول نبوت آدم است و قطب آن ابراهيم و خاتم آن محمد عليهم
[١] - ٢١: ٦٠.
[٢] - ١٨: ٦٠.
[٣] - ١٢: ٣٠، ٩٢.
[٤] - ١٢: ٣٠، ٩٢.
[٥] - جلد ٥، ص ٦٦٨.