احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ١٥٠ - ٢٢ - رساله ' ' مشكل حل
|
صد هزارانند در هرگوشهاى |
همچو من سرگشته و حيران او |
|
|
دل پر از خون گشته در بحر غمش |
دردمند و ديده بر درمان او |
|
|
مجرد شو اگر خواهى كه راهى برتو بگشايد |
ز تو تا با تو مويى هست هيچت راه ننمايد |
|
|
جنب را تا يكى ذره ز اعضا خشك ميماند |
نه در مسجد ورا را هست و نى يك سجده را شايد |
|
٢٢- رساله خ خ مشكل حل
نسخ خطى: ٤٢٥٠، ٤٢٧٤ (ملى ملك) ٢٤٦ (كتابخانه دانشكده ادبيات تهران مجموعه اهدائى حكمت) ٢٢٥٨ (مركزى دانشگاه) ١٨٠١ (تاجيكستان) و نيز: موزه بريتانيا (ر ك ج ٢ ريو، ص ٨٣٦) ٢٣٢٣ تا ٢٣٢٥ (تاشكند: ر ك فهرست ج ٣) عكسى: ٦٧١، ١٦٦٦ كتابخانه مركزى.
اين رساله داراى ٣ برگ در شرح اين قول است كه: «اى مشكل حل و حل مشكل» پس موضوع آن بيان مشكلات عرفان و معرفت خداوندى است.
ميفرمايد كه معرفت را سه درجه است: معرفت خداوندى بحد ايمان و معرفت استدلالى (كه ارباب علم الكلام كسب كنند) و معرفت شهودى و اين آخرى مخصوص انبياء است و شمهاى از آن اولياء اللّه را هم ميسر ميگردد زيرا اين گروه هم توجه خود را به تطهير و تزكيه نفس مبذول ميدارند. ولى اين معرفت شهودى و تزكيه و تصفيه باطن كار مشكلى است «چون طائران همم ايشان برجولان فضا قدم جرات نمايند و افهام و عقول را بدور باش ما للتراب و رب الارباب در مقام حيرت بدارند و مسامع ارواح صفوف نبوت و ولايت را بنداى وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا[١] آگاه كنند تا بلبلان رياض تقديس نغمه سبحنك ما عرفناك حق معرفتك[٢] سرائيدن گيرند و نقباى بارگاه نبوت تنزيه لا احصى ثناء عليك[٣] ورد وقت سازند و زعماى عرصه ولايت توقيع وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ[٤] برخوانند».
در جايى ميفرمايد كه لفظ «كلمه» معنى بس رفيع دارد. زيرا حضرت
[١] - آيه ٨٥، بنى اسرائيل( اسراء)
[٢] - احاديث رسول٦.
[٣] - احاديث رسول٦.
[٤] - آيه ٦٧، سوره الزمر.