فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩١ - مبحث دوم نوع حاكميت دولتها
مىكند و انتخابات نيز در اين كشورها معمولاً دو مرحلهاى و مبتنى بر اكثريت نسبى است. دولت فرانسه مىتواند نمونه جالبى براى حكومت چند حزبى باشد.
٤. ميزان اختيارات حكومت
در طبقهبندى حكومتها، اگر مبناى را بر وسعت و محدوديت اختيارات قواى عمومى و نهادهاى سياسى كشور قرار دهيم مىتوان حكومتهاى را به اقسام زير تقسيمبندى كرد:
اول: رژيمهاى آزاديخواه كه در آنها قدرت زمامداران محدود است و اقتدارات عامه نهادهاى سياسى كشور بصورت قانونى با استقلال و اعطاى حقوق بيشتر براى مردم، كنترل مىگردد.
مبناى تفرقه سياسى در رژيمهاى آزاديخواه بر اين است كه نقش جامعه و تشكل سياسى، تنها در اين است كه براى فرد امكان زيستن را به مقتضاى خواست و تمايلاتش تأمين كند و وظيفه حكومت آن است كه علائق اجتماعى را براى تأمين اين هدف، حفظ و قدرت حكومتها نيز به اين ترتيب محدود مىگردد.
در رژيمهاى آزاديخواه از طريق آزادى انتخابات آنگاه كه بر آراء عمومى و تقسيم قواى حاكم و تقويت نظارت قوه قضائيه مبتنى باشد، سعى مىشود قدرت زمامداران تضعيف و كنترل شود، ولى خوشباورى ملتها و قدرت فراموشى مردم و يقيناً قضاوتشان كه معمولاً از روى عملكرد ششماهه آخر حكومت زمامداران صورت مىگيرد، همواره موجب آن مىشود كه دولتها بجز در آخر عمرشان از حد اكثر قدرت و حاكميت، استفاده كنند.
دوم: رژيمهاى نيمه آزاديخواه كه در آنها محدوديت اختيارات زمامداران ضعيف، و تضمين آزاديهاى فردى ناپايدار است، حكومت سعى بر آن دارد كه اطمينان مردم را از طريق اعطاى حقوق و آزاديهاى اسمى، جلب كند. و در اين نوع حكومتها، نوعى سانسور نامرئى حاكم است و انتخابات عمومى نيز به گونههايى هدايت و كنترل مىگردد.
سوم: حكومتهاى قدرت طلب كه توتاليتر هم ناميده مىشوند. اين حكومتها كه