فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٨٦ - مبحث دوم نوع حاكميت دولتها
بسيار قرار مىگيرد و چه بسيار از اين دموكراسيها كه در همان دوران كودكى، عمر [١] آن بسر رسيده است. چنانكه مىدانيم جمهورى فرانسه از بدو تأسيس چندين بار سقوط كرده است، راديكاليزم چپ نيز كه از آئين ماركس - كه جامعه را به دو طبقه متضاد يعنى پرولتاريا و بورژوازى تقسيم مىكند - الهام مىگيرد و خود را طرفدار دموكراسى مىداند، داراى خوى ديكتاتورى است و در جنگ و گريز خلع قدرت از يك طبقه بوسيله طبقه ديگر، جريان به مرگ دموكراسى منتهى مىگردد.
هنگامى كه مردم از آشفتگيها و نابسامانيها، خسته و درمانده مىشوند اميدشان قطع مىگردد و كاملاً حيران و سرگردان مىشوند، در چنين شرايطى است كه در دام تبليغات متضاد طالبان بىرحم قدرت گرفتار مىشوند و بدين ترتيب دموكراسى بصورت يك نمايش، اجرا مىشود.
نويسندگان كتاب آشنايى با علم سياست١ كه استادان علوم سياسى دانشگاه كاليفرنياى جنوبى هستند، اعتراف مىكنند كه امكان ارائه تعريفى از دموكراسى كه مورد قبول همگان واقع شود قابل ترديد است و نيز مىگويند: «اگر محال نباشد، لااقل مشكل است هدفهاى دموكراسى را در يك فرم جامع، ارائه داد».
دموكراسى به معنى حكومت همراه با رضايت و رأى مردم با دو نوع تفسيرى كه از رأى مردم وجود دارد به دو گونه متفاوت قابل تعريف است: تفسير اول از رضايت و رأى مردم اين است كه اعمال و پيشنهادهاى حكومت را بپذيرد و تفسير دوم اينكه حكومت، آنچه را كه مردم مىخواهند، اجرا كند.
امروز قلمرو دموكراسى، در حق رأى و آزادى انتخابات، خلاصه نمىشود بلكه حدود دموكراسى، در اعطاى انواع حقوق و آزاديهاى اساسى و فردى مشخص مىگردد و دنياى غرب در برابر بلوك شرق، دموكراسى را به معيارهاى حقوق بشر و ميزان آزادى و مساواتى كه فرد در برابر دولت، نسبت به آزادى فكر و عقيده، و آزادى مطبوعات و اجتماعات و نيز در اقتصاد و فرهنگ و تشكيل حزب و جمعيت، بدست مىآورد تفسير مىكند.
از اينرو مشكلات و بنبستهاى جديدى از دموكراسى نوين پديد آمده كه
[١] . آشنائى با علم سياست، ترجمه بهرام ملكوتى، تهران، ١٣٤٨.