فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٨٥ - مبحث دوم نوع حاكميت دولتها
گذاشته مىشود.
دموكراسى، لفظى است يونانى مركب از دو كلمه «دمو» به معنى مردم و «كراسى» به معنى حكومت و دولت، و معنى آن حكومت مردم بر مردم است كه امروز بيشتر در مفهوم حكومت مردم (بوسيله مردم) بر مردم (براى مردم) اطلاق مىشود و منظور از مردم در قسمت اول اين جمله، نمايندگان مردم و در قسمت دوم عامه مردم است.
خصلت اساسى دموكراسى، به لحاظ اتكاء به آراء عمومى است و ناگزير مبتنى بر وجود اكثريت و اقليت در جامعه و ترجيح خواست و ديدگاه اكثريت، بر آراء اقليت است.
تقلب در اخذ آراء و كنترل نامرئى، و نيز اعمال فشار و هدايت انتخابات و حقوق اقليت و تأمين خواستهها و نقطه نظرهاى آنان كه تنها به دليل نرسيدن تعداد آرائشان به حد نصاب محكوم شدهاند، از مشكلات و بنبستهاى دموكراسى است.
مؤلف كتاب جامعه و حكومت [١] مىگويد: «دموكراسى هيچگاه بطور كامل به تحقق نرسيده است».
بررسى پيدايش دموكراسى، ما را به اين نتيجه مىرساند كه دموكراسى، تدريجى بوده، براى برقرارى آن آمادگى لازم است و نمىتوان الگوى عاريتى دموكراسى را به مردمى كه شرايط لازم دموكراسى در آنها نيست و هنوز شيوههاى دموكراسى را نياموختهاند تحميل كرد.
ميان پيشرفتهاى فرهنگى و دموكراسى، رابطه مستقيم وجود دارد. در كشورهايى مانند امريكاى لاتين تودههاى مردم بيسواد و فقير، از مراكز قدرت بدورند و گروهى سياست باز بصورت ظاهر انتخابات دموكراتيك هم انجام مىدهند و هدف آنها تأمين امنيت است كه از خطر قيام رهبران جاه طلب ديگر كه ثروت و قدرت آنها را مورد تهديد قرار مىدهند، جلوگيرى كند.
وقتى دموكراسى نخستين بار در كشورى برقرار مىشود در معرض خطرهاى
[١] . ر. م. مك آيور، جامعه و حكومت، ترجمه ابراهيم على كنى. تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ١٣٤٤.