فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٤ - نهاد سياسى
از نهادهاى سياسى مشخص گردد.
در اين راستا شايسته است در زمينه نهاد سياسى و قدرت سياسى بحثى كوتاه به ميان آوريم تا با هر دو ديد، موضوع حقوق اساسى تبيين گردد.
نهاد سياسى
هر رژيم سياسى ناگزير از اجزائى تشكيل مىشود كه ساختار سازمانى و تشكيلاتى آن را بوجود مىآورد، اين نوع اجزاء اصلى را نهاد سياسى مىنامند.
واژه نهاد كه بيشتر در جامعهشناسى از آن بحث مىشود به سازمان و مؤسسهاى گفته مىشود كه حالت طبيعى نداشته و بطور مصنوعى بوسيله گروهى بوجود مىآيد. در مقابل نهاد، آن دسته از پديدههاى اجتماعى قرار مىگيرد كه بدون دخالت مستقيم و غير مستقيم انسان در جامعه وجود دارد.
به عقيده دور كيم، جامعهشناس فرانسوى، انستيتوسيون يا نهاد عبارت از مجموعه عقايد و آداب و رسوم اجتماعى است كه در اجتماع ريشه گرفته و حالت طبيعى يافته است.
در حقوق سياسى از دولت و قواى سهگانه حاكم و انتخابات و احزاب و نظاير آن كه تأسيس حقوقى و سياسى شمرده مىشوند بعنوان نهاد ياد مىشود.
طرح نظريه نهادهاى سياسى در دوران استقرار حكومتهاى خود سرانه و مستبد جزئى از تئورى انقلاب بشمار مىرفت، ولى با روى كار آمدن نظامهاى سياسى متشكل از نهادهاى سياسى هماهنگ و متوازن كه قانون مبين اين نوع نظامهاست، گروههاى فشار از پذيرفتن ماهيت انقلابى اين نظامها سرباز زدند.
به اعتقاد اين عده كه احزاب چپ نيز از آنها محسوب مىشوند، رژيمهاى مبتنى بر قانون اساسى مدون و مصوب، گرچه در قرنهاى هجدهم و نوزدهم مترقى و انقلابى بشمار مىرفتند، ولى امروزه خود بصورت مانع تحولات اساسى و حركتهاى مترقى انقلابى در آمدهاند.