فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٨٢ - آزادي هاى اساسى
سريع در جريان است ضرورت همكارى و مشاركت مردم را با دولت در امر آموزش و پرورش ايجاب مىنمايد.
حق برخوردارى از تأمين اجتماعى
طبيعت انسان آن چنان نيست كه از قدرت كار و خلاقيت در همه شرايط و براى هميشه در طول حيات خويش برخوردار باشد.
فردى كه به دلائلى كارى براى خود دست و پا نكرده و بيكار است و يا به دليل پيرى و فرسودگى و از كار افتادگى قادر به تأمين زندگى خويش نيست و همچنين آنها كه احتياج به سرپرست دارند و فاقد سرپرستند و يا درراهماندگان كه على رغم داشتن امكانات مالى در شرايط عسرت قرار گرفتهاند و نيز كسانى كه دچار حوادث و سوانح شده و بيمار و نيازمند به خدمات بهداشتى و درمانى و مراقبتهاى پزشكى هستند از چه راهى بايد تأمين شوند؟
آيا در جامعه اسلامى هر كس تا زمانى كه قادر به كار است حق حيات دارد و در شرايط ضرورى بايد افراد به حال خود رها شوند؟ يا بايد گذاشت تا به حال دريوزگى و همچون طفيلى در خفت بسربرند؟
در دوران خلافت على عليه السلام، هنگامى كه حضرت پير مرد از كار افتاده نابينائى را مىبيند كه از مردم تقاضاى كمك مىكند و از حالش جويا مىشود و مىگويند نصرانى است، آثار خشم در چهرهاش آشكار مىگردد و فرياد بر مىآورد:
او تا جوان بود به كارش كشيديد اكنون كه پير شده و ناتوان گشته وى را به حال خود رها نموده و از احسان و كمك محروم مىنمائيد؟! آنگاه اين دستور را صادر مىفرمايد: انفقوا عليه من بيت المال (براى وى از بيت المال مستمرى قرار دهيد) [١] .
دولت اسلامى مكلف است طبق قوانين از محل درآمدهاى عمومى و درآمدهاى حاصل از مشاركت مردم خدمات و حمايتهاى مالى را در مواردى كه ذكر شد براى يك افراد كشور تأمين نمايد و از طريق بيمه و غيره زندگى آينده افراد را تضمين كند.
[١] وسائل الشيعة، ج ١١، ص ٤٩.