فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٦١ - فصل دهم حقوق و آزادی های اساسی در اسلام و قانون اساسی
ايجاد تقوا و تحقق بخشيدن به ارزشهاى اخلاقى در فرد به كار تربيت انسان همت مىگمارد خود دليل ديگرى بر حفظ هويت و استقلال فرد در برابر جامعه است.
در كنار خطابات عمومى قرآن و مسائلى كه در رابطه با جامعه مطرح مىكند آيات بسيارى نيز وجود دارد كه فرد فرد انسان را مخاطب قرار مىدهد و از فرد، تفكر، بينش و اسوه شدن و بالاخره مسئوليت و كمال مىطلبد (كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ) [١] .
بر اين اساس اختيارات و اقتدارات دولتى هرگز نمىتواند بعنوان وسيلهاى براى سلب حقوق و آزاديهاى فردى و يا به صورت بهانهاى در جهت تضعيف آن مورد سوء استفاده قرار گيرد.
در عين حال بايد اعتراف كرد كه مرزبندى حدود حاكميت دولت و تعيين قلمرو دقيق حقوق و آزاديهاى فرد در جامعه چنان ظريف و پيچيده است كه در بسيارى از موارد - على رغم صراحت قانون - تشخيص حدود آن بسيار دشوار است. و همين پيچيدگى است كه وضع قوانين عادلانه و همه جانبه را براى بشر امرى مشكل، بلكه ناممكن ساخته است و همواره مقررات قانونى در مرزبندى بين استفادهها و سوء استفادهها از حقوق و آزاديها و همچنين در ايجاد هماهنگى عادلانه ميان فرد با ساير افراد با دشواريهاى فراوان و بنبستهاى جدى مواجه بوده است.
در مسأله حقوق و آزاديهاى فردى مشكل عمده تنها در رابطه با دستگاه حكومت نيست بلكه در اين ماجرا فرد در برابر فرد يا افراد نيز قرار مىگيرد و قوانين موضوعه بشرى هر قدر هم واقعبينانه و عادلانه باشد، بالاخره در پيچ و خم اين روابط پيچيده به كندى و سكوت مىانجامد و بدون تشريك مساعى خود مردم كار به جائى نخواهد برد و همين مشكل بزرگ است كه همواره تمامى قوانين و مقررات موضوعه بشرى را به بن بست كشانيده است.
بروز جنگهاى خانمانسوز و كشمكشهاى خونين بوده كه دنياى غرب را به فكر حقوق فردى و آزاديهاى اساسى انداخته و او را به دفاع از آن برانگيخته است.
مطالعه مقدمه اعلاميه سازمان ملل متحد درباره حقوق بشر نشان دهنده اين
[١] . طور، آيه ٢١.