فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٠٤ - آگاهی و فرهنگ سیاسی نظامیان
نگريست همانگونه كه نقش اقتصاد و علم در سياست را نمىتوان نفى كرد، ولى معنى آن چنين نيست كه قدرت سياسى به دست صاحبان ثروت و يا علم سپرده شود بلكه مفهوم آن اين است كه نيروى نظامى و همچنين قدرت اقتصادى و علمى ابزارى در پيشبرد و رهبرى سياست كشور است و نيروهاى نظامى بدون آنكه قدرت سياسى را بدست گيرد بايد نقش خود را در سلامت سياست در برابر نيروهاى فشار ايفا نمايد.
آگاهى و فرهنگ سياسى نظاميان
به همين دليل است كه نيروهاى مسلح به آموزش سياسى بيش از قشرهاى ديگر نيازمند است و هر نوع تلاشى در جهت بالا بردن سطح آگاهى و فرهنگ سياسى نظاميان موجب خواهد شد كه نيروهاى مسلح در عين اينكه وظائف خود را در پاسدارى از روند صحيح سياست و دولت با دقت و هشيارى كامل انجام دهد هرگز خود را در عرصه سياست قربانى مطامع و منافع اين و آن نكند و در انديشه بدست گرفتن قدرت، اساس دولت و كشور را به فساد و تباهى نكشاند.
با آموزش مداوم نظاميان در زمينههاى مختلف سياست و تداوم رشد سياسى در درجات نظامى مىتوان اميدوار بود كه نظاميان بجاى مقاومت در برابر تحولات و تغييرات اجتماعى خود به عامل نوآورى تبديل شوند.
دليل اينكه در دموكراسيهاى غربى و كشورهائى كه از اين نوع دموكراسى غنى هستند زمينه كمترى براى حاكميت نظاميان وجود دارد چيزى جز اين نيست كه آگاهى و اعتقاد به پروژه دموكراسى (غربى) به اندازه كافى به تودههاى مردم و نظاميان اشراب شده است و جامعه بطور كلى از آن دو اشباع گرديده است بطورى كه ديگر كسى احتمال آن را نمىدهد كه در امريكا يا انگلستان مثلاً رژيم دولت پادگان حاكميت را رسماً در دست بگيرد.
و از سوى ديگر ثبات سياسى در اين كشورها و روند استراتژى در سطح بين المللى و توازن قدرت نظامى جهان و مسائلى از اين دست نشانگر نقش بنيادين نيروى نظامى در ساختار سياستهاى ملى و بين المللى است و هم دليل بر اين حقيقت