فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٦٤ - شورا از دیدگاه کتاب و سنت
سيره و سنت پيامبر بر همين اصل استوار بود زيرا قرآن چون آئينه تمامنماى زندگى پيامبر (ص)، از خصلتهاى او سخن مىگويد و گفتار و عمل پيامبر (ص) نيز مبين و مفسر فرمان خدا و اصول قرآن است.
ما در اينجا ضرورتى نمىبينيم شرح ماجراهائى را كه در غزواتى چون بدر و خندق و يا در مورد تنظيم عهدنامه با مردم طائف رخ داد به ميان آوريم زيرا بر هر مطلع و محقق كه با تاريخ اسلام و سيره پيامبر (ص) آشنائى دارد مسلم است كه اصل شورا در زندگى سياسى پيامبر (ص) بارها مطرح و از طرف آن حضرت به مورد اجرا گذاشته شده است [١] .
در روايات اسلامى موارد زيادى ديده مىشود كه بصورتها و تعبيرهاى مختلف بر اصل شورا تأكيد شده و از خود محورى و خودرأيى نهى گرديده است [٢] .
اينك چند مورد از اين روايات را در اينجا بعنوان نمونه مىآوريم:
المستشار مؤتمن [٣] كسى كه مورد مشاوره قرار مىگيرد چون امانتدار است.
اذا استشار احدكم اخاه فليشر عليه [٤] هنگامى كه با شما مشورت كردند نظر و رأى خود را ابراز داريد.
يا على ما حار من استخار و لا ندم من استشار [٥] يا على متحير نشد كسى كه از خدا طلب خير نمود و پشيمان نگشت كسى كه مشورت نمود.
ان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم كان يستشير اصحابه ثم يعزم على ما يريد اللّه [٦] .
رسول خدا (ص) نخست با ياران خود مشورت مىنمود سپس بر آنچه كه خدا اراده فرموده اقدام مىنمود.
[١] صحيح مسلم، كتاب جهاد، ٨٣، مسند احمد بن حنبل، ٢٤٣، ٢٥٧، ٢١٩/٣، صحيح بخارى، باب اعتصام، ١٣، و ابن ماجه، باب اذان.
[٢] بحار الانوار، ج ٧٢ ص ٩٧، غرر الحكم و درر الكلم آمدى، ج ٧، ص ١٨٣، مسند احمد بن حنبل، ٢٧٤/٥-١٣، صحيح بخارى، باب اعتصام، ٢٨-٣٥، ابى داود، باب آداب، ١١٤، ابن ماجه، باب آداب، ٣٧، و نسائى، باب جهاد.
[٣] سنن ابن داود، باب آداب، ١١٤.
[٤] سنن ابن ماجه، باب آداب، ٣٧.
[٥] بحار الانوار، ج ٧٢، ص ٩٨.
[٦] محاسن برقى، ص ٦٠١.