فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٤ - مبحث پنجم دیدگاه ها و روشها
اختيار باشد.
از اين رو حق و عدالت و امنيت و آزادى و قدرت سياسى و اختيارات و تكاليف حكومت و افراد، همه، از ديد منافع و مصالح مشترك افراد جامعه، تبيين مىگردد و خواهناخواه سازمان دولت بايد طورى تنظيم شود كه شخصيت و حقوق افراد حفظ گردد.
با اين دو بينش، تحليل مسائل حقوق اساسى، نتايج متفاوتى را بدست خواهد داد، مثلاً دموكراسى، دو تعبير جداگانه و متفاوت و احياناً متضاد پيدا خواهد كرد و نيز مشروعيت حكومت بر اساس آراء عمومى و خواست ملت بنابر بينش اول مىتواند فقط در يك مقطع تاريخى و بر اساس شرايط خاص اجتماعى، قابل قبول و در شرائط ديگر مردود باشد. در صورتى كه همين نظريه، بنابر بينش دوم، بصورت حقى دائمى در تمامى ادوار و مراحل تاريخ بشر شايسته انسان تلقى مىشود.
در انديشه اسلامى، تصويرى از انسان ارائه مىشود كه بينش بينابين و معتدلى را در اين زمينه مطرح مىسازد. بر اساس اين بينش انسان موجودى است. با ابعاد مختلف و پيچيده و او با حفظ شخصيت و وحدت و هويت انسانى در خطوط متوازى، در جهت واحدى حركت مىكند و در همه ابعاد تكامل مىيابد و هدف واحدى، به همه اين حركتها و تكاملها، هماهنگى و وحدت مىبخشد.
اين حركت و تكامل گاه در بعد اجتماعى انسان، بصورت گروهى و تشكيلات جمعى است و گاه در بعد فردى بصورت انفرادى و صرفنظر از جنبه سازمانيافتگى جمعى اوست.
انسان، از يكسو در قالب جامعه، نيروهاى جمعى و صفات گروهى و استعدادها و توانها و پديدههاى جامعه را بارور مىكند و رشد و تكامل مىبخشد و از اين رهگذر اراده جمعى انسان، مظهر اراده، قدرت، حاكميت و علم و صفات كماليه خدا مىگردد و بصورت امت وسط و نمونه پيشتاز امتهاى ديگر مىشود و از سوى ديگر هر انسانى مسئول عمل فردى خويش است و در برابر استعدادها و موهبتهاى بالقوه شخص خويش، وظيفه سنگين تلاش در عمل صالح را دارد، و در برابر اين