فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٥٢ - استقلال قوة قضائيه
قرآن مراجعه به دستگاه قضاء اسلامى و تسليم در برابر آن را شرط ايمان و نشانه اسلام شمرده است: (فَلاٰ وَ رَبِّكَ لاٰ يُؤْمِنُونَ حَتّٰى يُحَكِّمُوكَ فِيمٰا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاٰ يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّٰا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً)١ و در جائى ديگر قرآن سرپيچى از دادگاه اسلامى را علامت نفاق دانسته است: (وَ إِذٰا قِيلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا إِلىٰ مٰا أَنْزَلَ الله وَ إِلَى اَلرَّسُولِ رَأَيْتَ اَلْمُنٰافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً) [٢] .
اين نوع استقلال و آزادى و اقتدار قضائى براى دادگاه و قاضى به منظور آن است كه هر نوع مانع و مشكلى از سر راه تأمين عدالت اجتماعى و حقوق افراد برداشته شود و هيچ قدرتى نتواند بر دستگاه قضائى اعمال نفوذ و اثر غير عادلانه بگذارد و اصولاً قضاوت از محور قدرت جدا و بر اساس حق استقرار يابد.
اهداف اساسى قوه قضائيه كه ضمن تعريف آن در اصل يكصد و پنجاه و ششم آمده به قرار زير است:
١. پشتيبانى از حقوق و آزاديها و امنيت مالى و جانى و عرضى افراد جامعه در برابر تعرضات افراد ديگر و گروهها و دولت.
٢. حمايت از حقوق و امنيت جامعه در برابر تعرضات افراد و گروهها.
٣. تأمين عدالت در سراسر جامعه.
مسئوليتهاى قوه قضائيه
قوه قضائيه براى رسيدن به اهداف فوق عهدهدار وظائف زير است:
١. رسيدگى و صدور حكم در مورد تظلمات، تعديات، شكايات، حل و فصل دعاوى و رفع خصومات و اخذ تصميم و اقدام لازم در آن قسمت از امور حسبيه كه قانون معين مىكند.
٢. احياى حقوق عامه و گسترش عدل و آزاديهاى مشروع.
٣. نظارت بر حسن اجراى قوانين.
٤. كشف جرم و تعقيب و مجازات و تعزير مجرمين و اجراى حدود و مقررات مدون جزائى اسلام.
[١] نساء، آيه ٦٥.
[٢] نساء، آيه ٦١.