فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣٦ - مسؤلیت رئیس جمهور دربرابر ملت
وزراى ذيربط و تصويب هيأت دولت، و نشانهاى لشكرى به پيشنهاد رئيس ستاد مشترك و تصويب فرمانده كل قوا يا مقام مجاز از طرف وى، بوسيله رئيس جمهور اعطاء مىشود.
٣. در همين قانون پيشبينى شده است كه دولت موظف است با همكارى دفتر رياست جمهورى آئيننامه اجرائى اعطاى نشانهاى دولتى را تهيه و پس از تصويب هيأت وزيران به مورد اجرا گذارد.
مسئوليت رئيس جمهور در برابر ملت و رهبر
اصل تفكيك قوا كه غالباً بمنظور جلوگيرى از گسترش نفوذ رئيس قوه مجريه و كنترل وى بكار گرفته مىشود [١] از يكسو، و وظائف برترى كه بر عهده رئيس جمهور نهاده مىشود از سوى ديگر، ايجاب مىكند وى در برابر ملت كه انتخاب كننده او است مسئول شناخته شود.
زيرا كنترل رئيس جمهور توسط دو قوه ديگر و يا مسئول بودن وى در برابر آن دو نه تنها با ماهيت وظائف و مسئوليتها و اختيارات برترى كه رئيس جمهور دارد.
ناسازگار است، بلكه اصولاً با اصل استقلال و تفكيك قوا نيز ناسازگار است.
مسئوليت رئيس جمهور در برابر ملت، كه خود او را به نمايندگى از منافع خويش و اجراى قوانين و عهدهدارى ساير وظائف خطير برگزيده است، تنها راه معقول منطقى كنترل رياست جمهورى است.
از اينرو اصل يكصد و بيست و دوم قانون اساسى، رئيس جمهور را در حدود اختيارات و وظائف خويش در برابر ملت و رهبر مسئول شناخته است و نحوه رسيدگى به تخلف از اين مسئوليت را بر عهده قانون گذارده است.
مفهوم مسئول بودن رئيس جمهور در برابر ملت اين نيست كه مردم بطور مستقيم رئيس جمهور را محكوم به تخلف و يا او را عزل نمايند. چنين امرى را نه قانون پيشبينى كرده و نه معقول است. با توجه به اصل يكصد و ده قانون اساسى، اصل يكصد و دوم را بايد چنين تفسير كرد:
[١] رجوع شود به آشنايى با علم سياست، ص ٢١٤.