فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣٧ - کلیات
آن را مطرح می کنند.
نخست بر وحدت نوع انسان اعم از زن و مرد تأکید میکند و همه را آفریده شده از یک پدر و مادر و همسران را آفریده شده از جنس خود مرد می شمارد:
(يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذي خلقكم من نفيس واحدة وتخلق منها زوجها وبث منهما رجالاً كثيراً و نساء) . [١]
و سپس فلسفه دو جنسی بودن انسان را پوشانیدن نقطه ضعفهای یکدیگر و تکمیل وجودی انسان جهت بارور شدن نسل کاملتر و رشد سریع و تکامل انسان معرفی می نماید.
(هن لباس لَكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ). [٢]
و هیچ کدام را بعنوان طفیلی دیگری نمیشناسد و در تفسیر جریان گرفتار شدن آدم به زندگی دنیوی آدم و حوا را در کنار هم ذکر میکند و بر خلاف نظریه تحقیر زن که او را عنصر گناه و وسیله
قریب آدم می دانست می گوید:
(فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ) . [٣] (فَدَلاهُمَا بِغُرُورٍ) [٤] . (و فَاسْمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ الناصحين). [٥]
و درباره مادر موسی می گوید: (و أوحينا إلى أم موسى أن أرضعيه فإذا جَفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ). [٦]
و مادر عیسی را تا آن حد ستایش میکند که در محراب عبادت ملائکه با او سخن میگفتند و کار او پیامبر زمانش را به شگفتی واداشته بود.
ب واحد بنیادین جامعه
بر اساس چنین احترام متقابل و تفکر بنیادی در زمینه فلسفه دو جنسی و جفت بودن انسان خانواده با ازدواج مرد و زن بنیان می گیرد.
طبیعت هدفدار آفریده شده و آفرینش زن و مرد نیز به گونه ای است که زندگی خانوادگی را طلب می کند.
ما اگر در اصل طبیعت اجتماعی بودن انسان تردید کنیم در طبیعی بودن زندگی مشترک زن و مرد و غریزی بودن تشکیل خانواده تردیدی به خود راه نمی دهیم.
[١] نساء، آيه ١.
[٢] بقره آیه ١٨٧
[٣] اعراف آية ٢٠
[٤] اعراف، آیه ٢٢
[٥] اعراف، آیه ٢١
[٦] قصص، آيه ٧.