فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٨ - کلیات
بسيارى، آراء عمومى را همان افكار عمومى منطبق با دموكراسى غربى يا ليبراليسم مىدانند و برخى آراء عمومى را به وجدان بيدار ملت يا به دادگاه فاقد قوه قضائى شبيه مىكنند و گاه نيز آن را ضمير باطنى مردم و قدرت سياسى گمنام مىنامند.
ب. آراء عمومى در قانون اساسى:
در قانون اساسى جمهورى اسلامى از آراء عمومى همانطورى كه مفاد كلمه رأى نشان مىدهد آن سلسله از افكار بررسى شدهاى است كه به نظر و آگاهى و اعتقاد مردم منتهى شده و مردم به آن رأى داده باشند.
از آنجا كه در جامعه اسلامى ايمان به اصول و ارزشهاى اسلامى پايههاى اصلى تفكر جامعه را تشكيل مىدهد اشتراك فكرى و توافق در رأى امرى طبيعى است و در چنين جامعه توحيدى آسانى مىتوان به پاسخ اين سؤال رسيد كه آراء عمومى چگونه تشكيل مىشود و از كجا سرچشمه مىگيرد؟
عمدهترين مسئلهاى كه ممكن است اشتراك فكرى را در جامعه توحيدى اسلامى خدشه دار نمايد احساسات بىمنطق و شايعات و مسائل در گوشى و تيترهاى درشت روزنامهها و تبليغات رسانههاى گروهى و نيز تبليغات حرفهاى گروهى و جريانهاى انحرافى احزاب و جمعيتهاست. زيرا گاه امواج افكار ناشى شده از اين طرق غير منطقى بقدرى سهمگين است كه تشخيص آن با آراء عمومى بسيار دشوار است و وجدان عمومى و آراء حقيقى ملت در برابر آن غير مقاوم و بآسانى آسيببپذير مىباشد. به همين دليل است كه ويژگى اتكا به آراء عمومى در نظام جمهورى اسلامى با اصل هشتم كه دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر مىباشد توأم گرديده است.
ج. تشخيص آراء عمومى:
آسيبپذيرى عقايد و آراء عمومى در برابر احساسات و تبليغات و موجهاى انحرافى موجب آن گرديده كه براى تشخيص آراء واقعى مردم و عمق يابى افكار و عقايد، تكنيكهاى مختلفى بكار گرفته شود.
در اصل ششم قانون اساسى دو راه براى تشخيص آراء عمومى پيشبينى شده:
١. انتخابات كه در مورد انتخاب رئيس قوه مجريه و نمايندگان قوه مقننه و