فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٦ - کلیات
حاكميت خود را از طريق او كه مشروعيت الهى نيز دارد اعمال نمايد.
در حقيقت اصل ولايت فقيه منتخب مردم كه از ويژگيهاى نظام جمهورى اسلامى است حق حاكميت خدا و حق حاكميت مردم را يكجا بصورت منطقى (طولى) و مكتبى (حق حاكميت مردم اعطائى از جانب خداست) شامل مىگردد.
ما در مورد بحث فقهى اصل ولايت فقيه در مناسبت ديگر بتفصيل سخن خواهيم گفت ولى آنچه كه در اينجا ضرورى بنظر مىرسد اشاره به چند نكته ضرورى است:
الف: رابطه ولى فقيه جامع الشرائط با حكومت گاه بصورت نظارت و ولايت و دخالت غير مستقيم است و گاه بطور مستقيم و مداخله عملى و بدست گرفتن زمام امور.
منظور از ولايت فقيه در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران نوع دوم ولايت است زيرا مطالعه اصل يكصد و دهم قانون اساسى كه وظائف و اختيارات رهبرى را در ٦ بند اصلى و ٥ بند فرعى معين مىكند كه از آن جمله تعيين فقهاى شوراى نگهبان و نصب عاليترين مقام قضائى كشور و بر عهده گرفتن فرماندهى كل نيروهاى مسلح و تنفيذ حكم رياست جمهورى است نشانگر دخالت مستقيم و رابطه نه تنها نظرى بلكه عملى كامل است.
ب: امامت و ولايت فقيه تداوم امامت معصوم است كه در زمان غيبت حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف اختيارات امام معصوم را از نظر فتوا و تنفيذ احكام بر عهده دارد.
بنابراين امامت بالاصاله حق اختصاصى امامان عليهم السلام و ولايت فقيه جامع الشرائط در زمان غيبت، امامتى اضطرارى و نيابتى است.
ج: ولايت فقيه بر اساس قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران اصل ١٠٧ كه از طريق خبرگان رهبرى منتخب مردم برگزيده مىشود.
د: ولايت فقيه يك نهاد حقوقى استثنائى و بىسابقه در تاريخ تدوين حقوق اساسى جهان تلقى مىشود ولى بايد توجه داشت كه پديده سياسى جمهورى اسلامى كه مردم ما خواستار بنيانگيرى و استقرار آن شدهاند نيز پديدهاى منحصر به فرد در