فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤٢ - وظایف و مسئولیتهای قوۀ قضائیه
اميد مردمى است كه در برابر افراد يا دولت، حقشان ضايع و منافعشان مورد تجاوز قرار مىگيرد و نيز تنها تكيهگاه كسانى كه به عدالت، دل بسته و مبارزه با ظلم و فساد را رسالت انسانى خود دانستهاند، دستگاه قضائى و قضاوت مجرى عدالت هستند كه با رسيدگى به موارد فوق و صدور حكم عادلانه، كارائى حكومت را در برآوردن انتظارات آحاد ملت تضمين مىكنند.
وظايف و مسئوليتهاى قوه قضائيه
وظيفه اصلى و اساسى دستگاه قضائى، حل و فصل دعاوى و اختلافات و رسيدگى به شكايات و تظلمات و تحقيق در جهت كشف حقيقت و اخذ تصميم لازم، در اين مورد و صدور حكم عادلانه طبق قوانينى است كه قبلاً به تصويب قوه مقننه رسيده است.
در قوانين موضوعه، موارد بسيارى رخ مىدهد كه قانون در آنها ساكت يا مبهم و يا ناقص يا معارض با قانون ديگر است. قاضى در چنين مواردى بايد موافق روح و مفاد قوانين موضوعه و عرف و عادات و دكترينهاى حقوقى، قضايا را حل و فصل كند. در نظامهاى قضائى مختل، حدود آزاديهاى قاضى را در اين موارد به گونههاى مختلف تبيين مىشود. در نظامهاى قضائى جمهورى اسلامى ايران، قاضى موظف است در چنين مواردى با استناد به منابع معتبر فقه اسلامى يا فتاوى معتبر و قواعد فقهيه، حكم قضيه را صادر كند.
در اكثر حكومتهاى جهان، قانون بعنوان تنها تكنيك مورد اطمينانى شناخته شده است كه بوسيله آن مىتوان به عدالت رسيد. ولى قابل ترديد نيست كه عدالت قبل از آنكه وابسته به قوانين موضوعه باشد، به ميزان ارزشهاى اجتماعى و اعتقادى مردم مربوط مىگردد و حقيقت اين ايدئولوژيها اين است كه پارامترهاى حق و عدالت را مشخص مىسازند.
بعنوان مثال از نظر دولتهاى مدعى دموكراسى، عدالت، مترادف با آزاديهاى فردى و برابرى حقوق آحاد ملت تفسير مىشود درحالىكه دولتهاى توتاليتر كه به