منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٥٦ - التاسعة و الخمسون بعد المائتين من حكمه
يكى آنكه در دنيا براى دنيا كار ميكند، و سرگرمى بدنيا او را از آخرتش باز داشته، مىترسد بازماندگانش پس از مرگش فقير و بينوا گردند، ولي خود را در أمان و آسايش مىنگرد، و عمرش را بسود ديگران بسر مىبرد.
و ديگرى آنكه در دنيا هر كارى را براى عالم ديگر انجام مىدهد، و بهره ايكه از دنيا دارد بىآنكه براى آن كارى كند بوى مىرسد، و دو بختش بهمراه قرين گردند، و ملك دنيا و آخرتش هر دو در زير نگين آيند، و نزد خداوند آبرومند گردد، و هر حاجتى از خدا خواهد از آتش دريغ نكند.
|
بدنيا كارگر بيش از دو منگر |
در اين درياى بىپايان شناور |
|
|
يكى در كار دنيا روز تا شب |
ز عقبا بازمانده غافل از رب |
|
|
بترسد ز ان كه در جايش بماند |
زن و فرزند در فقرى مؤبد |
|
|
ولي از وضع خود اندر امانست |
در آن ساعت كه در تسليم جانست |
|
|
بسود غير عمرش بگذراند |
سرانجام تبهكارش نداند |
|
|
يكى ديگر بود در كار عقبا |
نكرده كار گيرد سهم دنيا |
|
|
دو بختش يار و آيد در نگينش |
دو ملك پاك و نوشد انگبينش |
|
|
شود نزد خداوند آبرومند |
برآرد حاجتش بيچون و بيچند |
|
التاسعة و الخمسون بعد المائتين من حكمه ٧
(٢٥٩) و روى أنّه ذكر عند عمر بن الخطّاب في أيّامه حلى الكعبة و كثرته، فقال قوم: لو أخذته فجهّزت به جيوش المسلمين كان أعظم للأجر، و ما تصنع الكعبة بالحلى؟ فهمّ عمر بذلك، و سأل عنه أمير المؤمنين ٧ فقال: إنّ [هذا] القرآن أنزل على النّبيّ [محمّد] ٦