منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٤٠ - الترجمة
الترجمة
فرمود: مبادا يكى از شماها در دعاى خود بگويد: «بار خدايا من بتو پناه مىبرم از فتنه» زيرا هيچكس نباشد جز اين كه در فتنه فرو رفته است، ولى هر كس طلب پناه از خدا ميكند بايد از فتنههاى گمراه كننده بخدا پناهنده شود، زيرا خداى سبحانه مىفرمايد «و بدانيد كه همانا اموال و أولاد شماها فتنهاند» و مقصود از اين سخن آنست كه خدا بوسيله دارائيها و فرزندها مردم را مىآزمايد تا روشن شود چه كسي نسبت بدانچه خدا بأو روزي كرده است خشمگين و نگرانست، و چه كسي بقسمت خدا خشنود و دلگرم است، و اگر چه خداوند سبحانه داناتر است بهر كسي از خود او، ولى اين آزمايش براي آنست كه همه آن كارهائى كه بسبب آنها مردم سزاوار ثواب و يا شكنجه و عقاب مىشود پديدار شوند، زيرا برخى مردم هستند كه أولاد ذكور را دوست دارند و از دختران بدشان مىآيد، و برخى هستند كه دوست دارند دارائى را بثمر برسانند و پرسود كنند، و از گسيختگى حال خود كراهت دارند.
سيد رضى- ره- فرموده است: اين بيان حضرت از غرائب تفسيريست كه از أو شنيده شده.
|
مگو بار إلها پناهم بده |
ز هر فتنه باشد ز كه تا بمه |
|
|
پناه آور از فتنههاى مضلّ |
كه گمراه سازند و بيچارهدل |
|
|
خدا مال و أولاد را فتنه خواند |
كسى مال و أولاد از خود نراند |
|
|
بدانها بشر آزمايش شوند |
كه از يكديگر گوي سبقت برند |
|
|
كه ساخط ز راضى شود آشكار |
بهر چيز دانا است پروردگار |
|
|
ولى تا كه كار ثواب و عقاب |
هويدا ز مردم شود بيحجاب |
|
|
چه برخى پسر دوست و ز دخترش |
بد آيد كه پرورده اندر برش |
|
|
دگر مردمى مال جويند بيش |
نخواهند درويشى وضع خويش |
|