منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٩٤ - المعنى
در شگفتم از كسى كه زنده شدن در سراى ديگر را منكر است با اين كه آفرينش اين خانه نخست را بچشم خود ديده است.
و در شگفتم از كسى كه آبادكننده دنياى فاني است و جهان پاينده را از دست هشته و از آن گذشته.
|
اندر شگفتم از بخيل كو مىشتابد بيدليل |
بسوى فقرى كه از آن مىهراسد چون ذليل |
|
|
در مىرود از دست او آن ثروت دلبست او |
تا عمر همچون فقرا مىپرد از شصت او |
|
|
و اندر سراى آخرت دارد حساب اغنيا |
واى از اين بخت بد و افسوس از اين ماجرا |
|
|
وز تكبر پيشهها سر بر زده از نطفهها |
فردا يكايك مرده و گنديده همچون جيفهها |
|
|
وز آنكه شك مىآورد اندر خدا و بنگرد |
خلق خدا را روز و شب با چشم خود هر جا بود |
|
|
وز آنكه از يادش برد مرگ خودش در روز و شب |
بيند هميشه مردهها افتاده اندر تاب و تب |
|
|
وز منكر بعث و نشور اندر قيامت يا بگور |
با آنكه بيند دم بدم صد زنده آيد در ظهور |
|
|
وز آنكه كوشد تا كند آباد اين دار فنا |
ليكن ز دست خود نهد آبادى دار بقا |
|
الثانية و العشرون بعد المائة من حكمه ٧
(١٢٢) و قال ٧: من قصّر في العمل ابتلى بالهمّ، و لا حاجة للّه فيمن ليس للّه في ماله و نفسه نصيب.
المعنى
اللام في قوله ٧ (في العمل) يحتمل وجهين:
١- لام الجنس، فالمقصود أنّ التقصير في كلّ عمل للدّنيا أو الاخرة موجب للهمّ بالنسبة إليه، لأنّ التقصير سبب لاختلال العمل و نقصانه، فلا يحصل منه الغرض المقصود منه، فيورث الهمّ.
١- لام العهد الخارجي، فيكون المقصود التقصير في العمل الشرعي، و ترك أداء الوظيفة الدينية، فالابتلاء بالهمّ عقوبة مترتّبة عليه، فلا ربط له بالجملة التالية