منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٤٢ - الحادية و التسعون من حكمه
الأساطير الشائعة بين عامّة النّاس و إمّا أن يكون المراد من النفى نفي آثار الخير من كثرة الأموال و الأولاد و أنها غير مؤثرة في تحصيل السعادة المعنويّة.
و ربما يكون المراد من هذه الجملة نفي الكمال كما في قوله ٧: يا أشباح الرّجال و لا رجال.
الترجمة
پرسش شد از اين كه خير چيست؟
فرمود: خير اين نيست كه دارائى و فرزندت افزون شود، بلكه خير و خوبى اينست كه دانشت افزون شود و حلم و بردباريت بزرگ و ثابت گردد، و بتوانى ميان مردم بپرستش پروردگارت فخر و مباهات كنى، اگر كار نيك كردى خدا را سپاسگزارى نمائى، و اگر كار بدى از تو سر زد از خدا آمرزش بجوئى.
در اين دنيا خيرى نيست مگر براى يكى از دو كس: مردي كه مرتكب گناهانى شده است ولى پشيمانست و با توبه و برگشت بسوي حق آنها را جبران ميكند و مردي كه بكارهاى خير مىشتابد، هيچ كار نيكى كم محسوب نيست در صورتى كه همراه تقوى و پرهيزكارى باشد، و چگونه مىتوان كم شمرد آن عملى كه پذيرفته و قبول درگاه حق شده است.
الحادية و التسعون من حكمه ٧
(٩١) و قال ٧: إنّ أولى النّاس بالأنبياء أعلمهم بما جاءوا به ثمّ تلا ٧: إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا [٦٨- آل عمران] ثمّ قال: إنّ وليّ محمّد من أطاع اللَّه و إن بعدت لحمته، و إنّ عدوّ محمّد من عصى اللَّه و إن قربت قرابته.