منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٤٥٤ - الخامسة و الخمسون بعد ثلاثمائة من حكمه
و كلامه هذا ينطبق على زماننا هذا، فانّ المساجد عامرة البناء جدّا و لكن خراب من الهدى و من السكان، و عمّارها الأيدي السائسة الخبيثة و مثيرى الفتن في الأرض و مأوى الخطايا و المظالم الكبرى يسوقون الناس إلى الفتنة و الحيرة بكلّ شدّة، و هم غير سكانها من العجزة و المساكين و فئة من المسلمين الّذين يلجئون إليها من الفتن و الشرور.
الترجمة
فرمود: زمانى بر سر مردم آيد كه از قرآن جز رسمى نماند، و از إسلام جز اسمى، مسجدها در اين زمان از نظر ساختمان آبادانست و از نظر هدايت و رهنمائى ويران، ساكنان و آباد كنندگان مساجد بدترين مردم روى زمين باشند، فتنه از آنها برآيد و خطاء بدانها گرايد، هر كه از فتنه بركنار ماند بدانش برگردانند و هر كس از آن بدنبال باشد بسوى آتش برانند، خداوند سبحان مىفرمايد: بخودم سوگند بدانها يك فتنه برانگيزم كه هر بردبارى را گيج كند و اين كار را هم كرده و ما از خدا خواستاريم تا از لغزش غفلت ما درگذرد.
|
بمردم زماني رسد تيره وش |
ز قرآن نماند بجز رسم خوش |
|
|
ز اسلام جز نام چيزى نباشد |
ز ايمان كسى بذر در آن نپاشد |
|
|
بناى مساجد بعمران گرايد |
و ليكن هدايت از آن بر نيايد |
|
|
بتر مردمانند عمار آنها |
كه فتنه بزايد چه آتش از آنها |
|
|
خطا گردشان حلقه دارد چه هاله |
نمايند هر كس بسويش حواله |
|
|
خدا خورده سوگند بر ذات خويش |
كه يك فتنه آرد در آنها به پيش |
|
|
كه حيران بماند در آن هر حليم |
كند گيج فرزانگان حكيم |
|
الخامسة و الخمسون بعد ثلاثمائة من حكمه ٧
(٣٥٥) و روى أنّه ٧ قلّما اعتدل به المنبر إلّا قال أمام الخطبة: