منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٤٠٠ - الترجمة
انس از انجام فرمان آن حضرت سرپيچى كرد و تكاهل نمود و معتذر شد كه من آنرا فراموش كردم و آن حضرت باو چنين فرمود: اگر دروغ بگوئى خداوندت ببرص درخشاني گرفتار كند كه عمامه آنرا پنهان نكند.
سيد رضي رحمة اللَّه عليه گويد: چهره انس بمرض برص گرفتار شد و بعد از آن ديده نمىشد مگر باروبندي كه برو بسته بود.
|
در جنگ جمل علي أنس را |
در نزد زبير طلحه افكند |
|
|
تا آنچه شنيده از پيمبر |
ياد آورشان كند دهد پند |
|
|
فرمان علي نبرد بدبخت |
شرمي ننمود از خداوند |
|
|
گفتا كه مرا شده فراموش |
گفتار رسول اندرين بند |
|
|
فرمود اگر دروغ گوئي |
گردد برصت بچهره پيوند |
|
|
گردد رخت از برص درخشان |
چونان كه نه در عمامه پنهان |
|
الحادية بعد ثلاثمائة من حكمه ٧
(٣٠١) و قال ٧: إنّ للقلوب إقبالا و إدبارا، فإذا أقبلت فاحملوها على النّوافل، و إذا أدبرت فاقتصروا بها على الفرائض.
المعنى
إقبال القلوب على العبادة و الأعمال الصّالحة ناش عن قوّة الايمان و عن الفراغ للعمل بقلّة المشاغل الدنيويّة و قلّة العيال، و ينشأ غالبا عن الاجتماع للعمل الصالح، و بهذا الاعتبار شرع الجمعة و الجماعة في الاسلام كعمودين لجلب القلوب إلى العبادة و عمل الخير.
الترجمة
فرمود: دلها را در كار خير و عبادت اقبال و ادباريست چون اقبال بدان دارند آنها را بانجام نوافل واداريد، و چون خستهاند و بدان پشت كردهاند بهمان انجام فرائض اكتفا كنيد.