منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٧١ - التسعون بعد المائة من حكمه
و مردم از وجود آنان منتفع ميشوند، بنّاء بكار ساختمان برميگردد، و خياط بكارگاه دوخت، و نانوا بكار پخت.
|
غوغاگران چه گرد هم آيند بيدرنگ |
پيروز ميشوند چه گردان بروز جنگ |
|
|
ليكن بگاه تفرقه چون ابر ناپديد |
گردند و كس نه گفت از آنها و نىشنيد |
|
|
درگاه اجتماع زيانبار ميشوند |
ليكن بگاه تفرقه باشند سودمند |
|
التاسعة و الثمانون بعد المائة من حكمه ٧
(١٨٩) و قد أتى بجان و معه غوغاء فقال ٧: لا مرحبا بوجوه لا ترى إلا عند كلّ سوأة.
اللغة
(السّوأة): فعلة من السّوء.
الاعراب
اتي بجان، مبني للمفعول من أتاه به، و جان مجرور بباء التعدية أي مرتكب للجناية.
الترجمة
يك جنايتكارى را حضور او آوردند و غوغاگران و اوباش بدنبال او افتاده بودند خطاب به آنها فرمود: خوشامد نباشد بر مردمى كه ديده نشوند مگر بهنگام هر پيش آمد بد و ناگوارى.
|
نبينى روى اوباش و أراذل |
كه در هر كوي مىگردند ول ول |
|
|
مگر در سايه پيشامد بد |
كه صف بندند دورش همچنان سد |
|
التسعون بعد المائة من حكمه ٧
(١٩٠) و قال ٧: إنّ مع كلّ إنسان ملكين يحفظانه، فإذا