ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٤٠٠ - ١٤ - باب زرگر و سياح
التفات راى پادشاهان آن نيكوتر كه بمحاسن ذات چاكران افتد نه بتجمّل و استظهار [١] و تموّل بسيار، چه تجمّل خدمتگار بنزديك پادشاه عقل و كياست است و استظهار علم و كفايت؛ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ [٢]. و اسباب ظاهر در چشم اصحاب بصيرت و دل ارباب بصارت وزني نيارد زن مرد نگردد بنكو بستن دستار و در بعضي از طباع اين باشد كه نزديكان تخت را بإكرام و إعزاز مخصوص بايد گردانيد و مرد از خاندانهاى قديم طلبيد و نهمت [٣] باختيار اشراف و مهتران مصروف داشت. اين همه گفتند، امّا عاقلان دانند كه خاندان مرد خرد و دانش است و شرف او كوتاه دستي [٤] و پرهيزگاري. و شريف و گزيده آن كس تواند بود كه پادشاه وقت و خسرو زمانه او را بر گزيند و مشرّف گرداند. قال بعض الملوك الأكابر: نحن الزّمان، من رفعناه ارتفع و من وضعناه اتّضع [٥]. و از عادات روزگار مالش [٦] اكابر و پرورش اراذل معهود است، و هيچ زيرك آن را محال و مستنكر [٧] نشمرد؛ و هر گاه كه لئيمي در معرض وجاهت [٨] افتاد نكبت كريمي توقّع بايد كرد
______________________________
[١]. (١) و (٢) استظهار ثروت و دولتمندي؛ نيز ٢٦/ ٨ ح و ٢٤٠/ ١ ح و
٢٦٣/ ٨ ديده شود. سنائي گويد (ديوان ٢٠٠):
|
دولت آن را مدان كه دادندت |
بيش از ابناى جنس استظهار |
|
|
تا ترا يار دولتست نه اي |
در جهان خداى دولت يار |
|
|
چون ترا از تو پاك بستانند |
دولت آن دولتست و كار آن كار |
|
[٢]. (٣) وَ الَّذِينَ أُوتُوا ... سوره مجادلة (٥٨) آيه ١١: و آن كساني را كه بدادهاند ايشان را دانش پايگاهها (دهد).
[٣]. (٧) نهمت رجوع شود به ١٦/ ١٠ ح و ٢٣٨/ ٤ ح و ٢٥٥/ ٤ و ٢٦٩/ ٦ و ٢٨١/ ٦ و ٣٧٩/ ٢ ح.
[٤]. (٨) كوتاه دستي درستي و درست كاري و امانت؛ نيز ١٢٠/ ٦ ح ديده شود. در بوستان است (ص ١٠٤):
|
قوي بازوانند كوتاه دست |
خردمند شيدا و هشيار مست |
|
[٥]. (١٠) تا (١١) قال بعض الملوك ... گفته است يكي از پادشاهان بزرگ: ما روزگاريم، هر كه ما او را برداشتيم بلند گشت و هر كه ما او را نهاديم پست شد (و پست ماند).
[٦]. (١١) مالش پست كردن و ضعيف كردن كسي از راه آزار كردن و گوشمال دادن و برنج و سختي و تنگي افگندن.
[٧]. (١٢) مستنكر (اسم مفعول از استنكار، از ن ك ر) ناشناخته، ناپذيرفته، مورد انكار؛ نيز ٣٣٢/ ١٥ ح ديده شود.
[٨]. (١٢) وجاهت خداوند جاه و مقام شدن؛ مورد توجّه و قبول عامّ شدن از راه شأن و عنوان داشتن.